داستان دوستان در ستایش مینیمال سرزمین پارس و شرق

این روزها شاید ادبیات مینیمال رواج بیشتری پیدا کرده خصوصا اینکه گروهی وبلاگنویس به مینیمال رو آورده که اقبال و رغبت مخاطبان را به دنبال داشته است در این میان «کاوه گوهرین» در کتاب «داستان دوستان» خواسته بگوید که برای خاستگاه مینیمال در غرب نگردیم زیرا که خاستگاهش در همین جاست و در دل ادبیات پارسی!

در این مجموعه 96 صفحه‏ای که ققنوس آن را منتشر کرده نگارنده کتاب در مقدمه 9 صفحه‏ای خود تلاش دارد تا ادعای خاستگاه مینیمال بودن را بر کرسی بنشاند سپس در ادامه کتاب دست به دامان رساله قشیریه، شرح تعرف لمذهب التصوف، کشف المحجوب، بستان العارفین و تحفه المریدین، قابوس نامه، اسرار التوحید، تذکره الاولیاء، مقالات شمس، فیه و مافیه و گلستان برای اثبات ادعای خود میشود که تا حدودی در این کار نیز موفق بوده اما به نظر می‏رسد که انتخاب متن ها کمی ضعیف است و در این کتاب ها آثار قوی تری نیز می‏توان جست.

اما نکته قابل توجه حوزه ای است که نویسنده به آن پرداخته و این نکته سنجی همانگونه که گوهربین در مصاحبه خود با ایبنا گفته است شاید نشان از آن دارد که ادبیات به سمت مینی‏مال می‏رود و حداقل اینکه نسل امروز و جوانان رغبت بیشتری به این نوع ادبیات دارند.

گوهرين در گفت‌و‌گو با «ايبنا» درباره اين كتاب و علت نگارش آن گفت: تفاوت نسخه‌هايي كه در گزينش اين كتاب به آن‌ها استناد داشته‌ام با ساير نسخه‌ها در اين است كه نسخه صحيح‌تر و ويرايش‌شده‌تر در اين انتخاب‌ها به كار رفته‌اند.

اين شاعر افزود: زماني بود كه احساس كردم ادبيات شرق به دليل عمر طولاني‌اش ميني‌مال را از سر گذرانده و اين ضرورت را در قرن‌هاي گذشته احساس كرده است و طبيعي است كه من ايران را مبناي اين گروه از تحقيقاتم قرار دادم.

گوهرين درباره علت انتخاب نام كتاب نيز گفت: ارجاع کلمه «دوستاني در نام اين كتاب، «اولياء‌الله» است. دريافتم كه اغلب در آثار مربوط به عرفا داستان‌هايي به اين زيبايي وجود دارد؛ ضمن آنكه خواستم فرمت كتاب نيز به لحاظ حجم، ميني‌مال باشد تا خواننده عمق اين نشانه را احساس كند.

اين نويسنده همچنين با اشاره به برخي ويژگي‌هاي داستان‌نويسي در ادبيات كلاسيك فارسي تصريح كرد: در گذشته حتي تكنيكي كه در نگارش داستان‌هاي بلند به كار مي‌رفت،‌ خسته‌كننده نبود و در نگارش اين آثار شگردهايي به كار مي‌رفت كه سبب كسالت و خستگی نمي‌شد.

آينده ادبيات به سمت ميني‌مال مي‌رود

وي اضافه كرد: عقيده شخصي من اين است كه آينده ادبيات به سمت ميني‌مال مي‌رود. اين را از كاربرد متن‌هاي مختلف در قالب پيامك و ايميل كه با كوتاهترين جمله‌هاست،‌ مي‌توان دريافت؛ ‌ضمن آ‌نكه غرب به اين مرحله دست يافته و ما هنوز به آن تسلط ماشينيزم دچار نشده‌ايم كه حتي شعر و ادبيات را نيز با جملات كوتاه درك كنيم. اين اتفاق در عرصه‌هاي مختلف هنر نيز در حال رخ دادن است.

يكي از ميني‌مال‌هاي اين كتاب كه برگرفته از «رساله قشيريه» است، در ذيل آمده: «رهباني را ديدند. گفتند او را «تو راهبي؟» گفت:«نه، من سگ بانم. اين نفس من سگي است كه فرا مردمان همي افتد. از ميان ايشان بيرون آوردمش تا از وي سلامت يابند.»

«داستان دوستان» نوشته كاوه گوهرين، به شمارگان 1650 نسخه از سوي انتشارات ققنوس راهي بازار كتاب شد. اين كتاب 96 صفحه‌اي با قيمت 2000 تومان ارايه مي‌شود.

برای خنده هایی که در ذهن پایان ندارند

انگار روز اول ما را ساختند که دل ببندیم. دل بستن به هر کس که دوست می‏داریم، ندیده و کم امید نسبت به دیدار.

باران که می‏زند نمی‏دانم چه چیزی انگشت را وادار می‏کند که کلیدهای کیبورد را فشار دهد و از خنده بنوسید و از سیدی که دوستش می‏داری…

وقتی هم که می‏نویسی اتفاقات مصر به تو اجازه نمی‏دهد از صفحه عوض کردن دست برداری و بیخیال بنشینی و مطلبت را بنویسی ولی انگار همه و همه چیز دست به دست هم داده‏اند که فقط برای او بنویسی. همین.

وقتی موج احساس سنگین شود حتی همین اجازه را هم پیدا نمی‏کنی که فقط و فقط بنویسی سری هم باید به سایت بچه ها زد تا دید امروز چه دارند! عددی دیوانه کننده مغز را مخدوش می‏کند “ 11841 روز از ربودن امام صدر در لیبی می گذرد!” چه زیبا آن را روزشمار غفلت نام گذاشته اند.

آخر چه آدم های فراموش کاری هستیم ما نزدیک به 12 هزار روز! یعنی 12 هزار تا 24 ساعت! او چه کار می‏کند؟؟ نکند خنده‏هایش دیوار و میله‏های زندان را عاشق ساخته و نگذاشته اند معشوقشان آزاد شود؟ نکند منتظر ما بوده اند تا حرکتی کنیم و اعتراضی؟؟ خیر فقط خواسته اند ما به غفلتمان ادامه دهیم به همراه دولتمردانمان و باز هم همین!

و این ساعت ها گذشته است تا ما به اندیشه او فکر کنیم! راستی تا به حال به این فکر کرده‏ایم وقتی که تصاویر امام موسی صدر را با جمله‏های او طراحی کرده و ارسال می‏کنیم در اصل باید افسوس بخوریم؟ آری افسوس به حال فرصتی که از دست می‏رود افسوس به حال پتانسیلی که محبوس است و توان بالفعلی که آن را بالقوه کرده‏اند!

این روزها که خاورمیانه آبستن اتفاقات ریز و درشت است و مصر و لبنان و تونس و دیگر اعراب دست به گریبان بحران و تغییر اگر امام موسی آزاد بود وضعیت چگونه می‏شد؟

به این فکر کرده‏ایم که ما جوانان شیعه چه زیان و هزینه‏ای را می‏پردازیم؟ آری زیان و هزینه! زیرا زیان و هزینه را تنها امام و خانواده او نمی‏پردازند! امام موسی اندیشه‏ای جاری، متعلق به همه است و حال این چشمه را محبوس کرده‏اند ما تشنه لبان هم پشت این سد به خواب غفلت رفته‏ایم تا روزشمار غفلت فردا به علاوه یک شود!

و حال امیدواریم به آینده به آزادی امام موسی و شاید این تغییر ناگریز دیکتاتور کش گریبان قذافی هم گرفت! خدا را چه دیدی؟

حكايت اندوهبار نسل امروز شعر شيراز/ حضور سنگين مافياي شعر فارس اجازه نفس كشيدن به ما نمي دهد

به عنوان مقدمه‏ی این پرونده که موضوعش در حال و هوای «شعر» پرسه می زند، می توان چند سطری  از شیراز ِ شعر و ادب نوشت، می توان هنوز از پایتخت فرهنگی بودن این شهر سخن گفت، می شود از حافظ و سعدی نام برد و سرانجام به این نتیجه رسید که شیراز پایتخت شعر ایران است!

اما اگر کمی واقع بین باشیم و از شعرسده های دور ِ این سرزمین، به سالهای آخرسده ی 1300 و آخرین سال دهه ی هشتاد هجری خورشیدی قدم بگذاریم«شیراز شاعر» کجای شعر ایران ایستاده است؟ و اگر از شاعران نسل اول تا سوم که همواره صاحبان اصلی تریبون های ادبی این شهر بوده اند بگذریم، سراغ شعر دهه ی هشتاد استان فارس، یعنی شعری که متعلق به نسل چهارم یا حتی پنجم شعر شیراز است را باید از چه کسی بگیریم؟

به گزارش ايسنا، بی شک از آغازین روزهای دهه ی هشتاد تا امروز، شیراز شاهد حضور نسلی جدید از شاعران جوانی ست که نه تنها در قدرت شاعری خود چیزی از شاعران مدعی این شهر کم ندارند که حتی گاهگاهی که فرصتی برای حضور منصفانه ی شاعران نسل های مختلف این شهر در کنار هم و امکانی برای مقایسه فراهم می شود، این نسل جدید است که پیشی می گیرد و گوی سبقت را از شاعران مدعی شهر می رباید.

آنچه بهانه نگاشتن این سطرهاست، غیبت سوال برانگیزشاعران قدرتمند نسل جدید در محافل ادبی، جشنواره ها و عرصه های رسمی شعر شیراز است. غیبتی که حرف و حدیث ها پیرامونش فراوان اند و حاشیه ها بسیار. شعر امروز استان فارس گستره ای از شعر سنتی، نئوکلاسیک، متفاوت تا شعرمدرن و پست مدرن را در برمی گیرد.

گستره ای که در هر نحله نمایندگانی را یافته است. اما در فضای امروز شعر استان تنها شاهد حضور مصرانه ی تعدادی معدود از شاعرانی هستیم که چه در جشنواره ها و محافل ادبی و چه در صفحات روزنامه ها و تریبونهای رسمی و غیر رسمی مدعی عنوان بهترین شاعران این شهر هستند واین در حالیست که  بنظر می رسد هر گونه حضور نسل جدید شعر در عرصه ی ادبیات این شهر را برنمی تابند.

کسانی که شاعران نسل سوم و چهارم گاه از آنان با عنوان «مافیای شعر فارس»  یاد می کنند و گاه آنان را به تعبیرمحمدحسین بهرامیان- يكي از شاعران اين دیار- «همسران و همسرایان» شعر استان می نامند.

لبه‏ی دیگر این انتقادات در توصیف فضای تنگ ادبی استان برای حضورشاعران نسل جدید،  به سوی مسوولان، ارگان ها و سازمانهای فرهنگی ای ست که بی شک وظیفه‏ی کشف و معرفی استعدادهای جوان این استان در حیطه ی هنر را برعهده دارند. آنهایی که به زعم شاعران نسل سوم و چهارم استان با اتخاذ سیاست های نادرست و وارد کردن تلخی ها و تنگ نظری های دنیای سیاست به جهان صلح طلب فرهنگ و هنر، به جای گشودن فضای شعر، به محدود کردن دایره ی هنرمندان  و شاعران این شهر پرداخته اند و قصه ی خودی ها و ناخودی ها را دیگربارتکرار می کنند. قصه ای  که در تکرار همواره ی  آن، ردپایی از شاعران  تنگ نظرِ تریبون خواه شهر را در حوالی اش می توان یافت.

شعرنسل من از این مافیای خودشیفته فرسنگ ها جلوتر است

کاشفان فروتن سکه و مقام در جشنواره ها و نشست های رسمی نیستیم

سعیده کشاورزی از شاعران نسل سوم فارس، در گفت و گو با خبرنگار شعر و ادب ايسنا درباره آسیب شناسی فضای شعر استان گفت: متاسفانه شعر نسل من در این شهر با حضور تبلیغاتی شاعرانی روبروست که می توانم بگویم تحمل عرض اندام شاعرانی بهتر از خود را ندارند. شاعرانی که در شیراز  راحتي پوشیدن یک پیژامه برایشان از پذیرفتن حضور نسل  من در یک محفل ادبی ارزشمند تر است! آنهایی که جریان مسموم شعر را سازمان داده اند وهر تغییری در وضعیت بیمار شعر فارس را نمی پذیرند چرا که کوچکترین تغییر، بخشی از منافع وسیعشان را به خطر می اندازد.

وی از این جریان با عنوان «همان ها که جشنواره ها را به نام خود سند زده اند» نام برده و در این باره اظهار كرد: اگر خودتان در این جو باشید گاهگاهی حضور سنگین کسانی را حس می کنید که متاسفانه برای ما سال هاست که عنوان مافیای شعر فارس را تداعی می کنند. آنهایی که خود برگزارکننده، شرکت کننده، داور و در نهایت با همسرانشان برگزیده ی جشنواره های خودساخته ی خود هستند و عجیب اینجاست که حتی حضور شاعران فارس در جشنواره های خارج استان را هم از طریق امتیاز دادن به برگزار کنندگانشان کنترل می کنند.

این شاعر ادامه داد: با همه ی این ها من و نسل من هستیم، و شک نکنید که کار خودمان را می کنیم اما در بی عدالتی. اگر این جریان با کتاب های متوسط و شعرهای متوسط و با دیدگاه ادبی متوسط خود، مدعی «شاعر بهتر» بودن اند، من هیچ هراسی از مقایسه ندارم، که حتی در همین بی عدالتیِ طولانی هم شعرنسل من از این مافیای خودشیفته فرسنگ ها جلوتر است.

كشاورزي اضافه كرد: طرف دیگر این قضیه نهادهای رسمی فرهنگی اند که خط فکری یا سیاسی این جریان را به خود نزدیک تر می بینند و آگاه یا ناآگاهانه به تثبیت این بی عدالتی کمک می کنند.

وی افزود: در سال های اخیر تنها ارگانی که تاحدودی بیطرفانه به فعالیت های ادبی، به خصوص شعر، بها داده حوزه ی هنری ست، آنهم با تلاش های بی وقفه ی عبدالحمید رحمانیان و دیگر ارگان ها بر پشت میزهای محصور در پست های ریاستی،  فقط شاهدی بر ماجرای غمناک شعر فارس بوده اند و بس.

اين شاعر ادامه داد: متاسفانه وضعیت دختران شاعر این استان بغرنج تر است، چرا که علاوه بر مافیای «همسران و همسرایان» مردسالاری عجیبی که بر فضای ادبی استان حاکم است امکان حضور فعالانه‏ی شاعران دختری که به این فضای مردسالار خو نگرفته اند را نمی هد و اگر هم فضایی فراهم شود مشاوران نا آگاه ، هنوز کار خود را می کنند.

وی با طرح این پرسش که «چرا بعنوان مثال فرمانداري در نشستی که با بانوان شاعر فارس ترتیب داد غیر از اعضای یک انجمن احتمال حضور هیچ شاعر زن دیگری در شیراز نداده است؟» گفت: مشاورانی که شاعران فارس را برای حضور در چنین محافلی ممیزی می کنند سالهاست که از شعر امروز این شهر بی خبرند، متعلق به نسلی اند که با ما فاصله ای دور و دراز دارند وناآگاهی و ناکارآمدی چنین افرادی نیز وضعیت نامطلوب شعر شیراز را تشدید می کند.

این شاعر در پایان تاکید کرد: باز هم می گویم که ما کار خودمان را می کنیم حتی در بی عدالتی، و کاشفان فروتن سکه و مقام در جشنواره ها و نشست های رسمی نیستیم و در همین فضای مجازی هم میتوانیم به دغدغه ی خودمان که شعر و ادبیات است بپردازیم اما شاید اگررسانه ها لااقل در این حیطه، نقش درست خود را ایفا کنند بتوان سرانجام امیدی به آزادی شعر و شاعران این دیار پیدا کرد.

فرهنگ و ارشاد فارس حتي زحمت استخدام متخصص ادبي به خود نمي‏دهند

ركود ادبي دامن‏گير مافيا شعر شيراز هم شده است

مسیحا ابوعلی از شاعران جوان و نسل سومي این استان نیز با اظهار این نکته که «بحث درباره ی محافل ادبی و آینده‏ی ادبیات استان فارس با توجه به آنچه که امروز در این استان می بینم اساسآ بحث بیهوده ای ست» گفت: شما ببینید کلانترین متولی رسمی فرهنگی استان فارس را اگر اداره ی ارشاد بدانیم، مدیران این اداره حتی بخود زحمت استخدام یک متخصص ادبی را نداده اند. اداره ی ارشادی که در ساده ترین شکل خود حتی یک انجمن شعر کوچک هم ندارد، چطور می تواند داعیه دار نسل سازی فرهنگی و یا مدعی حمایت از داستان نویسان،شاعران و دیگر هنرمندان استان باشد؟

وی در همین راستا به توضیح اتفاقاتی که به عقیده ی او نشانگر وضعیت اسفبار نسل جدید شعر در استان است پرداخت و گفت: چندسال پیش با کمک تعدادی از دوستان نسل چهارمی شعر، اولین انجمن دانش آموزی مستقل شعر ایران با نام «ناژوان» را در پژوهشکده ی رازی شیراز تاسیس کردیم، انجمنی که اعضایش در همان سال تمام مقام های برتردانش آموزی ایران چه در داستان و چه در شعر را در سطح کشور به خود اختصاص دادند. تصمیم بعدی ما برای برگزاری اولین جشنواره سراسری مستقل شعر دانش آموزی ایران با نام «یاردبستانی من» در شهرشیراز بود. در این راستا از اداره ی آموزش و پرورش، اداره ی ارشاد اسلامی، سازمان ملی جوانان، شهرداری شیراز و هر سازمانی که می توانستیم در خواست کمک کردیم.

ابوعلي ادامه داد: تمامی ادارات در آغاز حتی میزان کمک های خود را هم اعلام کردند که نامه هایش هنوز موجود است اما زمانی که جدیت ما را دیدند و پای عمل که رسید تقریبا همه ی این ارگان ها شروع به سنگ اندازی کردند. طوری که انگار برایشان قابل قبول نبود کسانی به غیر از خودشان حرکتی معتبر را در راستای ارتقای فرهنگ و ادبیات شیراز انجام دهند كه این حکایت اندوهبار نسل ما در شعر امروز شیراز است.

این شاعر جوان در رابطه با جریان مسلطی که بر فضای شعری امروز فارس حاکم است نیز گفت: تا همین چند سال پیش می توانستیم يك مافیای ادبی فعال را در استان فارس شناسایی کنیم که همواره تمام بودجه ها، توجه ها، سکه ها و جوایز را بخود اختصاص می داد. به هرحال یک نفر باید این سوالات و انتقادات را عنوان می کرد که چگونه می شود تعدادی از شاعران شهر به همراه همسرانشان به اضافه ی تعدادی از دیگر دوستان ایشان، همواره رتبه های برتر جشنواره های -البته غیر معتبر- را در این استان از آن خود می کردند در حالی که می توان به جرآت گفت در ادبیات جدی ایران کسی حتی آنها را نمی شناسد.

وی افزود: نه اینکه امروز دیگر خبری از این مافیا نباشد، هستند اما این رکود  ادبی دامن گیر آنها نیز شده است چرا که  در این سالها همان فعالیت هایی هم که امتیازاتش به نوعی مصادره شده و تنها در اختیار این اقلیت خاص و با تفکرخاص قرار گرفته بود دیگر اصلا وجود ندارد.

ابوعلی ادامه داد: در این میان شاید مظلوم ترین نسل، نسل سوم و چهارم شعر فارس باشد که مجبور است بی ریشه تر از همیشه به راه خود ادامه دهد و به هزار و یک بهانه ی نامعقول همچون شیوه ی نگرش، اعتقاد و تفکر و یا حتی جهت گیری سیاسی خود محکوم به طرد شدن از سوی نهادهای رسمی فرهنگی باشد. در حالیکه استان هایی چون تهران، اصفهان، مشهد والبته تمام استان های دیگر غیر از فارس با رویکردی آکادمیک به سمت نسل سازی فرهنگی حرکت کرده و با حمایت علمی، برگزاری کارگاه‏ها و جشنواره های موثر پی در پی سعی در ارائه ی دستاوردهای نسل جدید خود و به رخ کشیدن توانمندی های آنان دارند.

این شاعر  گفت: در استان ما متاسفانه متولیان رسمی فرهنگی بر رفتار ناعادلانه و بعضآ ناآگاهانه‏ی خود پافشاری می کنند با این حال نسل جدید شعر فارس، با تمام سختی ها راه خود را پیدا می کند زمستان می گذرد و روسیاهی به کسانی می ماند که بی عدالتی ها را دیدند و کاری نکردند.

شاعران ديگر جشنواره‏ها را تحويل نمي‏گيرند

مگر در شعر مافياست كه پدر خوانده داشته باشد؟

هاشم كروني شاعر ديگر نسل پيشين شيرازي درباره وضعيت شعر شيراز بر اين باور است كه شعر فارس تبديل به برهوتي شده است با اين همه در ساليان اخير با تعطيلي انجمن هاي ريشه دار و قديمي فرصت ديدار همنسل ها هم از بين رفته چه رسد به ديدار قديمي ها و نورسيده ها. گرچه پيران شعر ما تبختر برخاسته از توهم دارند و حوصله شاگرد پروري ندارند و جوانترهاي شعرمان نيز غرور برخاسته از جهل دارند و ادب شاگردي ندارند.

وي درباره وضعيت جشنواره‏ها نيز اظهار كرد: مدت هاست كه جشنواره اي برگزار نمي شود زيرا آنچه دولتي باشد بهتر از اين هم نمي شود كه اين مدير اجرايش مي كند و بعدي حكم حذفش را مي دهد.

كروني ادامه داد: كار به جايي رسيده كه شاعران هم جشنواره هاي فعلي را تحويل نمي گيرند و كار جشنواره ها به جايي رسيده كه براي يك فراخوان جشنواره اي كه چندمين دوره اش برگزار مي شود تعداد اثار از چند ده فراتر نمي رود و مجبور مي شوند به سبب استقبال گسترده مهلت دريافت اثار را تمديد كنند، مي دانيد چرا چون نيت پشت جشنواره ها نيت كمك به شعر نيست بلكه نيت گزارش كار پر كردن است.

وي در پاسخ به اينكه قبول داريد يك عده شعر استان را در دست گرفته‏اند و غير از خود را بر نمي‏تابند، گفت: پدر خوانده هم از آن حرف هاست. اول اينكه به قول مرحوم اوستا: “شعر خوب خودش پا دارد و حركت مي كند” اگر كسي شعر خوب داشته باشد هزار تا پدرخوانده هم جمع شوند كسي نمي تواند جلويشان را بگيرد. تصورم اين است برخي كساني كه بر اين طبل مي كوبند ميان تهي اند و چيزي براي عرضه ندارند. مگر مافياست كه پدر خوانده داشته باشد؟

كروني ادامه داد: البته جناح ها و دسته بندي هاي ادبي را قبول دارم و اتفاقا آنها را قابل قبول مي دانم زيرا با يكدستي به جايي نمي رسيم و تكثر رمز رشد و تعالي است اما اگر از كساني كه از پدرخوانده ها مي گويند سوال كنيم كه شما چه براي عرضه داريد چه پاسخي مي دهند مگر برخي شاعران  قدر اين شهر كه هرگز در هيچ كنگره و جشنواره اي حضور نمي يابند و مثلا آن يكي عزيز كه در ييلاق شمال غربي شيراز روستا نشين است و صيت شهرتش بلند تر از هر جال و جنجالي است را پدرخوانده ها حمايت كرده اند؟

وي در پاسخ به اين سوال كه گروهي معتقدند همسران شاعر دواري را برعهده داشته و همسر خود را برگزيده معرفي مي‏كنند، گفت: چند نفري شاعر داريم كه همسران شاعر دارند و نيروهاي توانمند عرصه ي اجرايي ادبياتند و معمولا همسرانشان چهره هاي برجسته اي در كنگره ها و جشنواره هاي ادبي ملي بوده اند.

كروني ادامه داد: آيا كسي كه مثلا در ده ها برنامه چه برنامه اي كه داورانش جزء طيف شاعران متعهد بوده اند و چه برنامه اي كه داورانش جزء طيف هاي مستقل ادبيات بوده اند برگزيده ي كشوري بوده را مي توان متهم كرد كه انتخابت در يك برنامه ي استاني مربوط به حضور همسرت در كادر اجرايي يا داوري است؟ اين حرف ها بيش از هر چيز غرض ورزانه يا ناآگاهانه است.

در اينكه مافياي شعر در فارس و شيراز وجود دارد هيچ شكي نيست

امين احراري از شاعران نسل سوم شیرازی که فعالیت جدی ادبی خود را در تهران دنبال می کند و براي مقابله با اين جريان مسموم در شعر فارس و شيراز ابراز ناامیدی می‏كند نیز در توضیح این فضای مسموم گفت: تنها ابزاری كه مي‏تواند از شعر فارس آفت زدائي كند مطبوعات و رسانه ها هستند،  گرچه متاسفانه جريان مافيايي شعر شيراز همه ي صفحات روزنامه‏ها را هم در اختيار گرفته و فرصت نظارت و سخن گفتن دیگر شاعران استان و اهالي رسانه را هم مصادره كرده‏ است.

وي ادامه داد: در اينكه مافياي شعر در فارس و شيراز وجود دارد هيچ شكي نيست. تمام حرف‏هايم نيز بر اساس اسناد و مداركي است كه حاضرم هرجا ارائه کنم و حتي با اين گروه نيز به مناظره بنشينم زيرا اين گروه جشنواره‏ها را در اختيار خود گرفته و جايزه‏ها را بين خود تقسيم مي‏كنند.

احراري اضافه كرد: ضرباتي كه اين گروه به شعر استان مي‏زنند در حدي است كه بطور مثال خود بنده سال 86 جزء افراد برگزيده استان براي شركت در جشنواره شعر دفاع مقدس ايلام بودم و حتي بليط رفت و برگشت من نيز آماده شده بود ولي اين گروه گفتند ما قدرت داريم و مي‏توانيم افراد برگزيده را با خود به جشنواره نبرده و جايگزين بگذاريم كه همين كار را هم انجام دادند.

اين شاعر اضافه كرد: بطور مثال جشنواره‏اي در بندرعباس برگزار مي‏شود كه اين افراد با رایزني برگزار كنندگان را راضي مي‏كنند كه از فارس و شيراز تنها شرکت کنندگانِ در جشنواره ،خودشان باشندو بعد مي‏بينيم برگزيده جشنواره نيز از میان همين افراد اعلام مي‏شوند.

وي افزود:  در جشنواره شعر دفاع مقدس سال 87 اين افراد كار را به جايي رساندند كه حتي صداي برگزاركنندگان در تهران نيز درآمد چرا که  داوران همسران خود را برگزيده جشنواره اعلام كردند . حرکتی که  توهين مسلم شعر و شعور ادب فارس است.

به اعتقاد احراري اين افراد با كارهايشان حرمت جشنواره دفاع مقدس را شكسته اند و همچنين جشنواره‏هاي استان را تخريب و پتانسيل‏ها را از بين برده‏اند كه اي كاش اين پول‏هاي كلانِ تلف شده در جشنواره‏ها براي آموزش شعر در فارس و شيراز هزينه شده بود.

وي ادامه داد: شيراز و فارس پتانسيل بسيار قوي در زمينه‏هاي ادبي دارد ، دليل اثبات اين سخن هم به دست گيري جريان ادبي كشور توسط استان فارسي‏ها در تهران است كه متاسفانه همين حركت مافيايي در شيراز موجب تضعيف شعر و ادب و مهاجرت فعالان ادبي استان به تهران شده است.

اين شاعر جوان بابيان اينكه شعر فارس يتيم است، تصريح كرد: اين افراد بلايي بر سر شعر فارس آورده‏اند که طی آن برخي ديگر را نيز ترغيب كنند به سمتي كه بدون اعتقاد هر شعري را سروده و تنها به پول و سكه بيانديشند و همين نشان از يتيم بودن شعر استان دارد زيرا بزرگان شعر شيراز باديدن كارهاي ناشايست اين افراد ديگر كنار كشيده اند.

به اعتقاد احراري شعر فارس و شيراز نيازمند ايجاد سازمان‏هاي آموزشي براي توسعه شعر است اما اين جريان با نفوذ در ارشاد و هرجاي ديگر اجازه همين فعاليت‏ها را هم نمي‏دهند تا جایی که حتی اگر كسي خودش محفلی خصوصي راه بياندازد هم به او صدها برچسب مي‏زنند.

وي ادامه داد: نقد رسانه‏اي به عنوان بهترين ناظر مي‏تواند جريان فعلي را اصلاح كند زيرا اين افراد سازمان‏مند فعاليت مي‏كنند و تنها كسي كه مي‏تواند بر آنها نظارت كند رسانه است تا بتوان جشنواره‏ها را از سیطره ی نگاه اقتصادي و از چنگ افرادي كه بدون سواد، جريان شعر استان را در دست گرفته اند و همچون اختاپوسي بر منافع اقتصادي جشنواره‏ها افتاده‏اند خارج كرد تا شعر استان راه خود را بیابد و رشد پيدا كند

مافيا شعر شيراز وجود دارد و حق را بايد هم به معترضان داد و هم به متهمان مافيا

محمد امين جعفري شاعر ديگر شيرازي درباره برخود نسل‏هاي پيشين شعر با نسل سوم و چهارم شعر شيراز، گفت: امروز ديگر شعر شيراز وجود خارجي ندارد و اگر شاهد موفقيت شاعري از فارس و شيراز هستيم بايد ريشه موفقيت را در خود آن فرد ديد نه كارهاي فرهنگي شيراز.

وي افزود: شعر شيراز را بهترين نمونه از شعر امروز ايران مي‏توان ناميد زيرا بچه‏هاي شعر شيراز و فارس سرآمد آئيني، اجتماي و سپيد سراهاي ايران هستند اما اينكه خود شيراز ديگر كمكي به شعرش نمي‏كند را بايد در عملكرد كارشناسان غير متخصص فرهنگي جست.

جعفري در پاسخ به اينكه تاثير جشنواره‏ها بر شعر استان مي‏تواند چگونه باشد، ادامه داد: 3 سال است كه جشنواره‏ها در كشور ركود فاحشي داشته‏اند و عملا نقش تربيت شاعران نمونه كه برعهده جشنواره‏ها بوده در كشور و به تبع آن شيراز از بين رفته است.

وي در پاسخ به اين سوال كه برخي از شاعران جوان شيراز معتقدند گروهي با در دست گرفتن شعر فارس اجازه حضور در محافل ادبي را به كسي نمي‏دهند، گفت: اينكه عده‏اي از مافياي شعر فارس سخن مي‏گويند، معتقدم كه اين جريان وجود دارد و من خود هم متهم به عضويت در اين مافيا هستم.

به اعتقاد اين شاعر در برابر اين مافيا دو نگاه وجود دارد كه نگاه اول مي‏گويد بايد به مافيا حق داد زيرا وقتي همه در خانه خود نشسته‏اند و منتظرند كسي برايشان كار انجام دهد بايد عده‏اي براي شعر دل بسوزانند و همچون آن عده دست روي دست نگذارند كه همين فعالان براي شعر تلاش مي‏كنند اما متهم به مافيا هستند. در مقابل هم بايد به جوانان معترض اين جريان حق داد زيرا شاعران جوان هم حق پيشرفت بيشتر دارند.

عده‏اي براي اينكه چرخ زندگي‏شان بچرخد مداحانه شعر مي‏گويند

احمد ارجمندي شاعر نسل سومي شيرازي نیز بر اين باور است كه شعر فارس و شيراز را مافيا در دست گرفته و مرشد و مريدي را در شعر مدرن راه‏انداخته تا در كنار ضربات وارده شده از طريق مافيا خود نيز به عنوان يك آفت به شعر آسيب رساند.

وي درباره فعاليت گروهي كه آنها را “مافياي شعر فارس” مي‏خواند، گفت: متاسفانه در شيراز شاهد این معضل هستيم که اگر جشنواره آزاد یا ‌جشنواره دانشجويي يا هر جشنواره ديگري برگزار شود اين گروه با لابي کردن بين داوران ، همواره برگزيدگان جشنواره خواهند بود و اين اتفاق در حالي رخ مي‏دهد كه مي‏بينيم برگزيده جشنواره شعر دانشجويي فردي است كه 10- 15 سال پيش از دانشگاه فارغ التحصيل شده است.

ارجمندي در آسيب شناسي شعر استان و كشور، محدود كردن شعر در قالب شعرهای موضوعي را معضل مهمي دانست و تصريح كرد: اگر آمار بگيريم تعداد جشنواره‏هاي آزاد بسيار كم و انگشت شمار است در حالي كه قالب‏هاي موضوعي شعر را به 500 سال پيش عقب برده و وضعیت شعر را به همان حالتي در آورده اندكه قرن ها پیش شاعران در مدح حاكمان عرب شعر مي‏گفتند تا پول بگيرند و زندگي‏شان بچرخد.

وي با تشبيه وضعيت موجود شعر و برخي جشنواره‏ها به دوران حاكمان عرب، افزود: عده‏اي براي اينكه چرخ زندگي‏شان بچرخد مداحانه شعر مي‏گويند در حالی که مي‏توان گفت برخي از همین افراد كه در مدح اهلبيت(ع) نيز شعر مي‏سرايند حتی اعتقادي به سروده خود ندارند.

اين شاعر همچنين با اشاره به مشكلات چاپ كتاب نيز، اظهار كرد: در شيراز اگر بهترين شاعر هم باشي در صورتی که لابي قدرتمندی نداشته باشي كتاب شما را چاپ نخواهند كرد و بعد شاهد هستيم همين عده همواره به شعر فارس ضربه زده‏اند.

وي ادامه داد: يك عده كه همه كاره شعر فارس شده‏اند حتی تكليف خود را با خودشان هم مشخص نكرده‏اند، از سویی در جمع روشنفكرانه مي‏نشينند و از جشنواره موضوعي بد مي‏گويند و از طرف دیگرخود اولين نفر ی هستند كه در قالب موضوعي شعر  به جشنواره ها مي‏فرستند و عجیب اینجاست که همواره جزو نخستین برگزیده ها معرفی می شوند.

ارجمندي اضافه كرد: در وصف اين افراد به خوبي مي‏توان گفت که همراه با شعر، خود را هم مي‏فروشند.همين افراد فضايي ايجاد كرده‏اند كه اگر با آنان باشي مي‏تواني بماني و در همه شب شعرها و جشنواره‏ها شركت كني و برگزيده شوي اما اگر راهت جز این باشد در شعر فارس جایی نداری!

وي معتقد است شعري كه اين افراد مي‏سرايند را بايد براي ديكتاتورهاي دنيا خواند زيرا تنها ديكتاتورهاي بزرگ شعر تروريست‏هاي بزرگ را مي‏خوانند و اين خود فروشان هم تروريست هستند كه جامعه شعر را ترور كرده و حتي  بخود زحمت مشخص كردن تكليف خود با خودشان را هم نمي‏دهند.

تاكنون هيچ حمايتي از مسوولان نديده ايم شايد هم حمايت مي كنند و ما خبر نداريم!

شعر پدرخوانده و مادر خوانده ندارد شعر خوب اگر خوب باشد كسي نمي تواند جلوي رشدش را بگيرد

طيبه نيكو نيز در پاسخ به اين سوال كه برخود نسل سوم و چهارم شعر با نسل‏هاي پيشين را چگونه مي‏دانيد، گفت: چنين نسل بندي هايي به صورت كلي  عنوان مي شود و مرز بندي دقيق و مشخصي ندارد. منظور از نسل قديم چيست؟ آيا شاعران مثلا 80-90 ساله و شاعران 50 ساله ي استان را در كنار هم به عنوان نسل قديم مي شناسيد؟ فاصله ي فكري و شعري اين افراد كاملا محسوس است. از سوي ديگر نسل سوم و چهارم و اين مرزبندي ها نيز بايد دقيق تر مشخص شود تا بتوان پاسخ جدي داد.

وي افزود: از اين گذشته آنچه امروز مشاهده مي شود با توجه به سوال شما نوعي عدم برخورد است. جماعت ديروزيان و امروزيان هيچ ارتباط خاصي با هم ندارند يا كمتر با هم ارتباطي دارند الا اينكه ماهي سالي يك بار همديگر را مثلا در شب شعري يا مجلس ختم شاعري ديگر ببينند و سلامي و والسلام.

نيكو درباره حمايت مسوولان و متوليان فرهنگي از شعر استان، اظهار كرد: ما كه تاكنون هيچ حمايتي از مسوولان نديده ايم شايد هم حمايت مي كنند و ما خبر نداريم! خارج از استان و مجامع ملي حوزه ادبيات حرمت و قدر ديدن سهم شاعران فارس است و اينجا ديگر همه مي‏دانند وضع چطور است.

اين شاعر نسل سوم درباره وضعيت جشنواره‏هاي شعر در استان نيز گفت: حركت هاي مردمي را موفق تر از برنامه هاي اداري و رسمي مي دانم نزديك به ربع قرن برگزاري شب شعر عاشورا يا برنامه هاي مذهبي كه سال هاي اخير در جهرم برگزار مي شود و نهادهاي رسمي پشت برنامه نيستند حركت هاي موفق و ارجمندي بوده اند.

وي در پاسخ به اين سوال كه آيا فكر نمي‏كنيد يك جريان شعر استان را در دست دارد، گفت: شعر پدرخوانده و مادر خوانده ندارد شعر خوب اگر خوب باشد كسي نمي تواند جلوي رشد و حركتش را بگيرد نيماي بزرگ گفته است آنكه غربال به دست دارد از پي كاروان مي آيد. غربال پدرخوانده و مادرخوانده نمي شناسد شاعر و غير شاعر مي شناسد بايد ديد معترضان آيا كاري براي عرضه داشته اند؟ آيا اثر مناسبي ارائه كرده اند؟ اگر دارند كه جاي دعوا نيست. مطمئن باشند شعرشان كار خودش را مي كند.

طيبه نيكو ادامه داد: شاعر اگر شعر خوب داشته باشد و پشتوانه اش شعرش باشد هم خودش مي ماند و هم شعرش. شاعراني در همين استان هستند كه نه پشتوانه داشته اند و نه حمايت كسي اما نامشان در شعر پرآوازه است و اين حاصل شعرخوب داشتن است وگرنه با ادعا و هياهو شايد كسي چند صباحي حضورتبليغاتي داشته باشد اما شعر عرصه اي است كه دست بي مايگان را خيلي زود رو مي كند.

وي با اشاره اينكه عده‏اي سخن از همسران شاعر استان و نقش آنان در جشنواره‏ها مي‏زنند، تصريح كرد: من معتقدم كه تعداد زوج هاي شاعر كمتر از انگشتان دست است و اين يك مساله ي فراگير نيست. ضمنا اين پرسش، پرسش مغرضانه اي است كه ريشه در ناآگاهي گوينده از باندبازي هاي ادبي استان دارد.

نيكو بيان «برگزيده اعلام كردن همسران داوران جشنواره‏ها» را مغرضانه سخن گفتن دانست و افزود: ببينيد اين اتفاق چندبار و براي چند نفر افتاده است. مثلا در جشنواره اي كه 27 برگزيده داشته 3نفر چنين وضعيتي داشته اند ايا اين غرض ورزي نيست كه كساني كه آثار را نخوانده اند 24برگزيده ي ديگر را رها كرده و فقط روي اين مورد خاص دست بگذارند؟ آن هم از جانب كساني كه دعوايش اين بود چرا من مقام نياورده ام!

وي افزود: بايد سوابق ادبي افراد را لحاظ كرد؟ آيا اين برگزيده فقط در جشنواره اي كه همسرش برگزار كرده مقام اورده است؟ كسي كه ده ها عنوان برتر كشوري دارد و براي يك برنامه ي استاني مورد سوال قرار گيرد مثل بازيكن تيم ملي است كه در تيم محله شان بازي كند و بگويند چون برادرت مربي تيم است حضورت پارتي بازي است!

نيكو اضافه كرد: من شعر مي گويم تا رابطه ام با آدم ها بيشتر شود و بر دوستانم بيفزايم. اگر شعر و جشنواره سبب شود من دوستي و دوستانم را از دست بدهم، قدم در آن جشنواره نخواهم گذاشت و ان شعر را نيز پاره كرده و دور خواهم انداخت.

به گزارش ايسنا، این سطرها تنها صحبت های تعداد معدودی از شاعران جوان استان است. شاعرانی که کلماتشان در توصیف فضای ادبی این شهر آنقدر با هم اشتراک دارد که هر گونه خوش بینی، به «اغراق گونه بودن» ِ هریک از این توضیحات را از تصور دور می کند.

به راستی شیرازِ شاعر، در سال های پیش روی خود، نبوغ کدام نسل را به رخ خواهد کشید و به کدام شاعر یا هنرمند خود خواهد بالید؟  متولیان فرهنگی شهر جز تکرار تحسین ها از نبوغ «حافظ» یا «سعدی» به تحسین یا حمایت ازکدام جریان ادبی پرداخته اند که کلمات شاعران نسل امروزش تنها و تنها در توصیف بی عدالتی ها بر زبان می آید؟ و آیا جای خالی نسل های سوم، چهارم یا حتی پنجم شعر این دیار را با کدام توجیه پر کرده ایم؟

لینک در ایسنا: http://fars.isna.ir/Default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=1088
با تشکر ویژه از سعیده کشاورزی

هنرستان‏های که هیچ نداشتند و ندارند

چهارسالی از پایان تحصیلات دوره متوسطه‏ام در هنرستان خوارزمی که بعدها سپهری نام گرفت می‏گذرد امروز بطور اتفاقی یادی از روزگار هنرستان کردم و نیم نگاهی هم به عکس های یادگاری آن دوران پر از خاطره انداختم. در این میان به گزارشی درباره هنرستان‏ها نیز رسیدم که دوشنبه 6 آبان 1387 در ایسنا منتشر شده که همان روزها نیز سر و صدایی راه انداخت. آرشیو ایسنا هم که حذف شده همان بهتر که هم این گزارش را بازخوانی کنیم و هم از آرشیو آن هم مطمئن شوم :-)

حياطي به هم ريخته، دروازه هاي بدون تور، ميله هاي بسكتبال بدون سبد، سوله هاي فرسوده و فضايي خشك و بي روح البته هيچ نشاني از يك فضاي آموزشي ندارد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا ) منطقه فارس، پس از تماسهاي مكرر دانش آموختگان فني وحرفه اي به فكر بررسي وضعيت هنرستان ها و آموزش فني و حرفه اي مي افتيم و جهت تهيه گزارش به سراغ يكي از هنرستان هاي ناحيه چهار شيراز مي رويم.

وارد هنرستان كه مي شويم نا خود آگاه زمان جنگ را به خاطر مي آوريم ! مدرسه اي با ميز و نيمكت هاي به هم ريخته و ديوارهايي كه هر آن احتمال ريزش دارد! دانش آموزي كه براي يافتن كابل برق حياط مدرسه را جستجو مي كند نگاه حسرت بارش را از پشت نيمكت هاي فرسوده انتهاي حياط مي دزد و به ما خيره مي شود، شايد فكر مي كرد براي آقاي مدير خبر هاي خوبي آورده ايم، خبرهايي كه ديگر اين دانش آموز رشته برق را حسرت بار به جستجوي كابل برق نياندازد!

به گزارش ايسنا، كمبود سرانه و تجهيزات گريبان گير آموزش و پرورش شده و كاستي هاي آن را بيشتر از پيش نمايان و نظام آموزشي هنرستانها را نيازمند كمك ساخته است. فضاي خشك و بي روح حياط مدرسه شايد اولين چيزي بود تو ذوق مي زد.

مدير هنرستان در اين خصوص مي گويد: چند سال است كه مي خواهيم فضاي سبز را بهسازي كنيم اما مطابق معمول از نظر مالي مشكل داريم. او سپس انبوه مشكلات مدرسه را يادآور مي شود و مي گويد: مي توان اصلي ترين مشكل را كمبود اعتبار و دير پرداختن آن دانست كه در اين مدرسه با توجه به محل و وضعيت مالي دانش آموزان وضع بدتري را شاهد هستيم.

مدير اين هنرستان كه تمايل نداشت نام خود را فاش كند اظهار داشت: يكي از منابع تأمين هزينه هاي مدرسه كمك و همياري اوليا دانش آموزان مي باشد، اين در حالي است كه 50 درصد از خانواده ها بي بضاعت هستند.

وي در ادامه گفت: سال گذشته انجمن اوليا و مربيان برگزار كرديم تا والدين به مدرسه كمك كنند كه در آن مراسم بيشترين مبلغ كمكي ده هزار تومان بود .بيشتر اوليا براي ما نوشته بودند ان شاء الله خدا به شما بدهد! مدير به هزينه هاي مدرسه اشاره كرد و اظهار داشت: 2 ميليون و 500 هزار تومان هزينه رنگ آميزي ناقص؛ 3 ميليون و 500 هزار تومان هزينه لوازم خانگي براي رشته برق و 850 هزار تومان هزينه آجر براي رشته عمران شده است، اين در حالي است كه هنوز بيشتر از يك ماه هم از سال تحصيلي نگذشته است.

نگاه پر از افسوس ما را كه به دروازه ها و ميله هاي بدون تور هندبال، واليبال و بسكتبال مي بيند بي آنكه از او سوال كرده باشيم مي گويد: سرانه ورزش مدرسه در سال 50 هزار تومان بود در حالي كه امروز 300 هزار تومان براي ورزش مدرسه خرج كرده ايم، بنابراين نيازي نيست با آه و افسوس به اين دروازه هاي بدون تور نگاه كنيد كه بزودي نو خواهند شد. وقتي به آقاي مدير داستان آن پسركي را كه لابه لاي ميز و نيمكت هاي كهنه دنبال سيم برق مي گشت مي گوييم، با اشاره به هزينه 100 هزار توماني سيم رشته برق در هر هفته گفت: هزينه ها بسيار بالا است ولي متأسفانه آموزش و پرورش كم لطفي مي كند و ما را مثل دبيرستان مي دانند.

وي بودجه لازم براي آموزش معمولي دانش آموختگان هنرستان را سالانه 20 ميليون تومان برآورد كرد و اظهار داشت: ما سال گذشته فقط 4 ميليون تومان سرانه از آموزش وپرورش گرفتيم. حسين هنرجوي رشته برق يكي از هنرستان هاي شيراز در خصوص مشكلات تحصيل به خبرنگار ايسنا گفت: ما كه در سال اول دبيرستان درس مي خوانديم معدل بالايي را كسب كرده و به دليل علاقه ، به هنرستان آمديم و رشته الكتروتكنيك را انتخاب كرديم اما هنرستان آن چيزي كه فكر مي كرديم نبود! وي اظهار داشت: ماهنرستاني ها را، جزء دانش آموز حساب نمي كنند و انگار كسي به نام هنرجو در هنرستان ها درس نمي خواند! اين هنرجو افزود: ما هميشه در كارگاه مشكل امكانات داشته ايم و در كارگاه هايي كه نياز به سيم داريم به دليل اينكه سيم كم است مجبوريم دست به سرقت از انبار بزنيم! مهدي ديگر فارغ التحصيل رشته الكتروتكنيك گفت: باعث تعجب است، كسي به فكر بچه هاي فني افتاده كه از مسائل آنها گزارش تهيه كند.

وي اظهار داشت: هزينه تحصيل در هنرستان بسيار بالا بود و ما براي اينكه آموزش در حد معمول ببينيم بايد هزينه هاي زيادي را متقبل مي شديم. مهدي افزود: تا چند هفته پس از آغاز سال تحصيلي كتاب، هنرآموز و امكانات براي شروع درس نداشتيم و هميشه هنرستان ها پس از چند هفته كار خود را آغاز مي كنند. او البته راست مي گفت، كه در آغاز ورودمان به هنرستان مورد اشاره بالا با چند وانت مواجه شديم كه مي خواستند كتابهاي مورد نياز هنرجويان چند هنرستان ديگر را از اين آموزشگاه منتقل كنند، اگرچه تعدادي از كتابها هنوز نرسيده بود و مدير آموزشگاه را از اين بابت نگران ساخته بود!

مهدي در ادامه گفت و گوي خود با خبرنگار ايسنا مي گويد: دو سال است كه در كنكور فني و حرفه اي شركت كرده و قبول نشده ام و اگر بخواهم ادامه تحصيل بدهم بايد به دانشگاه آزاد بروم و هزينه هاي قابل توجه آن را تحمل كنم، اما فقط مي توانيم در دوره كارداني مشغول به تحصيل شويم.

اين هنرجو با انتقاد از ساختار آموزشي هنرستان ها مي گويد: اگر اين همه كه ذهن خود را مشغول دروس مشكل اين رشته كردم در رشته هاي نظري سرمايه گذاري مي كردم مي توانستم در رشته مهندسي برق قبول شوم. وحيد يكي ديگر از محصلان هنرستان ها مي گويد: ما يك كلاس 30 نفره داشتيم ، از اين تعداد فقط 9 نفر توانستند ديپلم بگيرند ولي ساير هنجويان بايد چندين سال با درس هاي افتاده خود دست و پنجه نرم كنند.

بنابراين گزارش قبل از اعلام نتايج كنكور فني و حرفه اي امسال يكي از دختران داوطلب با ايسنا تماس گرفت و گفت: چرا بين اعلام نتايج و كنكور فني و حرفه اي ها اين همه فاصله است و هيچكس از آن حرفي نمي زند.

وي افزود: اگر اعلام نتايج كنكور سراسري يك ساعت كم و زياد شود همه مي خواهند كشور را به هم بريزند! ولي الان بيش از 40 روز از كنكور فني مي گذرد ولي كسي حتي تاريخي براي اعلام نتايج نگفته است. اين داوطلب اظهار داشت: هنر آموختگان و هنرجويان فني و حرفه اي را جزء آدم حساب نمي كنند و همه مي خواهند هنرستان ها را ناديده گرفته و آنان را فراموش كرده اند!

پرويز طاهري معاون آموزش و مهارت سازمان آموزش و پرورش فارس در اين خصوص در گفت و گو با ايسنا گفت: دولت بري هر دانش آموز ميانگين 600 هزار تومان در سال سرانه مي پردازد كه هميشه سرانه ها كفاف مدارس را نمي دهد، كه اين مبلغ در مدارس كم جمعيت حتي هزينه هاي آب و برق را تأمين نمي كند.

وي بيش از 90 درصد اعتبارات آموزش و پرورش را مربوط به هزينه هاي جاري سازمان دانست و اظهار داشت: معمولاً مدارس با همكاري و كمك اولياء نياز خود را برطرف مي كنند.

طاهري افزود: هنرستان هاي فني و حرفه اي بايد به صورت اختصاصي مواد مصرفي و تجهيزات گران قيمت را در اختيار داشته باشند، چرا كه سرانه ها هزينه هاي آنها را تأمين نكرده و قدرت رفع نيازها را ندارد.

معاون آموزش و مهارت سازمان آموزش و پرورش فارس به تعداد 500 هنرستان فني و حرفه اي و كارو دانش در سطح استان اشاره كرد و گفت: ما در استان به طور متمركز نزديك به 2 ميليارد تومان تجهيزات خريداري و در اختيار هنرستان ها قرار داده ايم كه با توجه به آمار اين مدارس و هنرجويان بسيار رقم ناچيزي است.

وي به رشته هاي برق و الكترونيك، مكانيك خودرو، ساخت و توليد، صنايع فلزي و شيميايي اشاره كرد و گفت: در فارس بيشتر هنرستان ها اين رشته ها را ارائه و بيشترين هنرجو را به خود اختصاص داده اند، رشته هايي كه علاوه بر تجهيزات گران قيمت، مواد مصرفي گران قيمتي نيز نياز دارند.

طاهري ادامه داد: در چند سال گذشته سيم لاكي را كيلويي 3 هزار تومان مي خريديم ولي حالا همان را بايد به قيمت 20 هزار تومان خريد، اين در حالي است كه سرانه ها به اين مقدار افزايش نيافته اند.

وي گفت: دانش آموزاني كه در مقطع هنرستان مشغول به تحصيل هستند اكثراً از لحاظ مالي متوسط رو به پايين هستند و همياري اوليا نيز نياز را به طور كامل برطرف نكرده و اگر سرانه ها دو برابر شود باز هم براي رفع اين مشكلات كم است.

معاون آموزش و مهارت سازمان آموزش و پرورش فارس با تاكيد بر همكاري اوليا دانش آموزان با مدارس گفت: اوليا دانش آموزان مي توانند با همياري هنرستان ها به ارتقاء سطح كيفي آموزشي فرزندانشان كمك كنند.

دكتر سيد احمدرضا دستغيب نماينده مردم شيراز در مجلس شوراي اسلامي نيز در خصوص مشكلات ياد شده به خبرنگار ايسنا گفت: به طور كلي جبران مشكلات و عقب ماندگي وزارت آموزش و پرورش بايد توسط وزارت يا گروه هاي وابسته مكتوب به مجلس ارائه شود اما تاكنون پس از گذشت پنج ماه از آغاز كار مجلس هيچ پيشنهادي در اين خصوص ارائه نشده است.

وي افزود: نبايد به مدارس مانند بنگاه هاي اقتصادي نگاه كرد بلكه دولت موظف است طبق قانون نيازهاي مدارس را رفع كرده و يك آموزش استاندارد رايگان را در اختيار دانش آموزان قرار دهد.

نماينده مردم شيراز در مجلس اظهار داشت: دولت بايد بداند كه هزينه هاي صرف شده در مدارس هزينه مصرف شده نيست بلكه يك نوع سرمايه گذاري بوده و اين هزينه ها برمي گردند.

دستغيب عقب ماندگي در هنرستان ها و بحث تربيت بدني مدارس را جدي دانست و افزود: مشكلات موجود در اين امور در زمان مدرسه كاملاً محسوس بوده و نمونه هاي مختلف آن را روزمره مي توان ديد به گونه اي كه حتي بخش زيادي از ناكامي هاي ورزشي نيز ناشي از مشكلات موجود در آموزش و پرورش بوده كه باعث ضعف پايه ها شده است.

وي اظهار داشت: آموزش و پرورش بايد نيازهاي خود را در بسته بندي هاي مطالعه شده تهيه كند تا پس از ارائه به مجلس با بررسي آنان بتوان مشكلات را حل كرد.

حياطي به هم ريخته، دروازه هاي بدون تور، ميله هاي بسكتبال بدون سبد، سوله هاي فرسوده،نگاه حسرت بار دانش آموزان،صحبت ها و گلايه هاي خودماني آقاي مدير كه اصرار دارد چيزي از آنها ننويسيم…همه و همه حكايت از اين دارد كه فضاي آموزشگاه هاي ما به دگرگوني احتياج دارند،اگر نگوئييم شايد وقتي ديگر!

وبلاگ ابزاری برای گسترش فرهنگ

این دو روزی که در شهریور ماه به وبلاگ و وبلاگنویس های فارسی زبان اختصاص یافته بود بیشتر سعی کردم دیدگاه‏های مختلف اهالی بلاگستان درباره وضعیت وبلاگنویسی را بخوانم و پیگیر باشم؛ دیدگاه ها و گاها مقالاتی که به درستی زوایای مختلف وبلاگستان را بررسی کرده بود و نظرها هرکدام در جای خود قابل تمکین و همگی مورد احترام.

اما یک نکته که شاید معدود وبلاگنویسی به آن پرداخته بود تاثیر وبلاگ ها بر حوزه های کوچکتر در سطح شهرستان‏ها و حتی شهرها و روستاهای کوچک است، تاثیری که شاید با هیچ ابزار رسانه‏ای دیگر نمیتوانست اینگونه موثر بوده و ایجاد فرهنگ کند.

بحث این که وبلاگستان رکود دارد یا رشد بماند برای بعد اما نباید فراموش کرد آنچه که باید همواره ادامه داشته باشد نوشتن و به اصطلاح زمین گذاشتن قلم است هرچند دوستانمان همانهایی که دیروز یار وبلاگی ما بودند امروز در هزاران بلا گرفتار شده باشند اما این دلیلی برای ننوشتن نیست.

وبلاگ ابزاری برای گسترش فرهنگ است ابزاری برای زنده ماندن. پس باید نوشت حتی در حد یک خط و مینیمال.

علی ای همای رحمت در کوچه‌های کوفه صدای عبور کیست؟

رمضان، شب‏های قدر و احیاء در ذهنم با زمستان گره خورده و دوران مدرسه ابتدایی احمدی و راهنمایی سعدی. تا دلمان می‏خواست لذت می‏بردیم. می‏خواستی با خدا باشی می‏رفتی با دعا با خدایت به درد دل می‏نشستی و البته آن شب‏ها صفایی هم داشت برای شب قدر گردان که چه ها نمی‏کردند در این خیابان‏ها اطراف مسجد.

این روزها هنوز یاد تمرین سرود «علی ای همای رحمت» بر ذهنم حک شده و انگار فاصله‏ای با من ندارد ولی همین نزدیکی هم غیر قابل دسترس است و همه و همه گذشت تا دیگر برای رفتن به احیاء و مراسم مولا حتی نیازی به ظاهر شال و کلاه هم نباشد.

در وصف علی هم تنها می‏توان گفت … مهربانی … رحمت و نه غضب!

این حدیث هم تقدیم به همه دوستدارانش و هم به مدعیان پیروی از راهش؛

«لاتَقْتُلُوا الْخَوارِجَ بَعْدى، فَلَيْسَ مَنْ طَلَبَ الْحَقَّ فَاَخْطَاَهُ كَمَنْ طَلَبَ الْباطِلَ فاَدْرَكَهُ.» پس از من خوارج را نكشيد، چون كسى كه حق را بجويد و اشتباه كند مانند كسى نيست كه باطل را بخواهد و آن را بيابـد. (خطبه 60 ترجمه استاد محمد مهدی جعفری و استاد پناهیان)

این موج مدّ چیست که تا ماه می‌رود

دریای درد کیست، که در چاه می‌رود

اینسان که چرخ می‌گذرد بر مدار شوم

بیم خسوف و تیرگی ماه می‌رود

گویی که چرخ بوی خطر را شنیده است

یک لحظه مکث کرده، به اکراه می‌رود

آبستن عزای عظیمی است، کاینچنین

آسیمه سر نسیم سحرگاه می‌رود

مرغان نوحه‌خوان سحر را چه شیونی است

وقتی که او به جانب درگاه می‌رود؟

دیشب فرو فتاده مگر ماه از آسمان

یا آفتاب روی زمین راه می‌رود؟

در کوچه‌های کوفه صدای عبور کیست؟

گویا دلی به مقصد دلخواه می‌رود

دارد سر شکافتن فرق آفتاب

آن سایه‌ای که در دل شب راه می‌رود

قیصر امین‌پور

پ.ن: پست شب قدر سال گذشته – این پست هم زیر تیغ خودسانسوری رفت

من دوازده سالم هست، این چیه؟

او از بابا و مامان آموخته که برنامه‏های تلوزیونی از ساعت ده شب به بعد را پیگیری نکند به اندازه کافی هم حقوق خود را می‏داند و عاشق کنسرت های برادران جوناس – jonas brothers- و مشترک همیشگی کانال جوناس در یوتیوب.

اما اینبار تنها برادران جوناس آغازگر این ویدیو کلیپ هستند و بعد از چند ثانیه حال و هوای کلیپ اخلاق را زیر سوال می‏برد و قطعه فیلم پورنو روبرویش ظاهر می‏شود از شدت عصبانیت تنها یک کار می‏کند و آن توقف ادامه پخش این فیلم پورنو است.

در کامنتی به این ویدیو می‏نویسد: “من دوازده سالم هست، این چیه؟

و اکنون همه دنیا منتظر پاسخ یوتیوب هستند که بگوید سرازیر شدن این همه ویدیوهای پورنو به این سایت به چه معناست؟ هرچند که معنای آنرا “فلونتی”، 21 ساله و یکی از کاربران یوتیوب که تصور می شود از جمله کسانی است که در آپلود این ویدیوها دست داشته خود را اهل آلمان معرفی کرده را برای همگان روشن کرده است.

او گفت: “من ویدیوی پورنو آپلود کرده ام چون یوتیوب ویدیوهای موسیقی را حذف می کند. این کار بخشی از یورشی است معروف به فور-چان.”

فور-چان یک صفحه خبری در اینترنت است که بخش بیشتر مطالب آن در باره انیمیشن های ژاپنی “مانگا” و “انیم” است اما برخی از قسمت های افراطی تر آن تهوع آور و وحشتناک توصیف شده است.

فلونتی گفت: “در این صفحه هر چیزی و همه چیز امکان دارد که اتفاق بیافتد و معمولا هم می افتد. ما فرهنگ منحصر به فرد خودمان را داریم و هیچ گروهی شبیه ما نیست.”

فلونتی در پاسخ به این سوال که آیا نگران نیست که کودکان قادرند آزادانه این ویدیوهای نامناسب را در یوتیوب ببینند، گفت: “کودکان به هر حال می توانند مطالب نامناسب را در هر کجای اینترنت پیدا کنند. حمله ای که ما کرده ایم نشان می دهد که آپلود کردن پورنو روی یک سایت اینترنتی با میلیون ها بازدیدکننده در روز، کار آسانی است.”

حالا کودکان و نوجوانان عاشق برنامه‏های شاد هانا - Hannah Montana- که به نظر بنده پرانرژی‏ترین مجری برنامه‏های کودکان است و کسانی همچون خاله شاهدونه و عمو پورنگ و امثالهم سالها برای رسیدن به او باید تلاش کنند دیگر شاید اجازه پیدا نکنند ویدیوهای دوستداشتنی خود را که خاله هانا و عموها جوناس برایشان خوانده در یوتیوب ببیند.

پ.ن: کامنت این کودک یا نوجوان می‏تواند برای خیلی‏ها –بخوانید مسوولان و خانواده‏ها- آموزنده باشد.

پ.ن 2: برداشتی از خبر BBC

دستگاه موسیقی خر در چمن و […] لولو برده

  • پس از درگیری های استاد محمدرضا شجریان با صدا وسیمای ضرغامی بالاخره امسال دستور ممنوعیت پخش صدای استاد از همه شبکه‏های صداوسیما صادر شد و عده‏ای صدای شجریان را همچون صدای چوب خشک دانسته و عده دیگر پخش «ربنا»ی استاد را خواست دشمنان خواندند.

اما سال گذشته که موج تمرین برای فتح قله ربنا و همه صداهای استاد شروع شد و مرکز موسیقی صدا و سیما در تهران و همه مراکز استان‏ها از علاقه مندان خواستند تا به یاری عمو عزت برخواسته و فکری به حال سنگرهای خالی مانده از صدای شجریان کنند، کسانی سعی کردند تا ادای استاد را دربیارند!

اما تاکنون پس از گذشت یکسال هنوز موفق نشده و این روزها که با یاد ربنا می‏خواهی به استقبال افطار بروی اگر شهروندان استان فارسی رادیو های خود را روشن کنید با صداهایی بر پرده‏های شنوایی خود مواجه می‏شوید که با هدف شخم زدن مغز و گوش و روح آنها در حال ارتعاش است. دیروز که در جاده راننده صدای رادیو را بیشتر کرد، شنیدم لرنژاد -مجری رادیو فارس- ” این دهان بستی دهانی باز شد / کو خورنده‌ی لقمه های راز شد- لب فـروبند از طعام و از شراب / سوی خـوان آسمانی کن شتاب” را دکلمه می‏کند در همین حال بود که از سر تاسف خنده‏ای بر لبانم نشست اما ثانیه‏ای بعدتر اتفاق جالبتری افتاد.

شخصی ظاهرا تصمیم داشت این شعر زیبای حضرت مولانا را همچون استاد شجریان اجرا کند که ناگهان به یاد حمام افتادم و سریال زیر آسمان شهر که بهروز خالی بند-مهران غفوریان- در حمام همیشه شعر خوانی می‏کرد و در دستگاه‏های مختلف شعر «دیگه نمی‏خوام توی وان حموم گریه کنم …» را می‏خواند.

در همین حال پیامکی جالب از یکی دوستان به دستم رسید که نوشته بود: «این یارو در دستگاه خر در چمن داره میخونه» بعد به این جمله فکر کردم که دیدم به درستی این اجرا در دستگاه خر در چمن بود و بس.

اجرای ربنا بعد از دهان بستی نیز وضعی بهتر از این نداشت و پس از این دو اذان استاد موذن‏زاده اردبیلی پخش شد که باز جای شکرش برای مسوولان باقی است که عمر استاد موذن‏زاده تا به سال گذشته نرسید و این روزها را ندید وگرنه ایشان هم صداوسیما را از پخش اذانشان منع می‏کردند و مردم بیچاره مجبور به تحمل اذان‏ها اینچنین می‏شدند.

  • این روزها باید کودکان را از نشستن پای تلوزیون و هرجا که مسوولی سخن می‏گوید منع کرد زیرا حرف‏های همگی آنها برای کودکان بدآموزی دارد و بیچاره ما که وقتی استاندار می‏گوید “قرتی بازی ها را جمع می‏کنم” اگر در خبر بنویسیم باید جواب همه بدهیم که این چه ادبیاتی است که ما خبر نوشته‏ایم و در این هفته یک نفر خطاب به حاضران جلسه گفت عقل همه شما ناقص است و خودش کرم کتاب است و ما ماندیم که به راستی […] را لولو برده است؟

جواب صحیح را در […] قرار دهید:

1-      اخلاق

2-      ممه

3-      شرم و حیا

4-      همه موارد و موارد دیگر

در پایان لینک دو اثر ماندگار استاد محمدرضا شجریان را برای افطار دوستان می‏گذارم خصوصا آنهایی که از شنیدن صدا در دستگاه خر و چمن خسته شده‏اند:

دانلود این دهان بستی

دانلود ربنا

ایستگاه‏های اتوبوسی که حداقل‏ها را ندارند

چند مدت پیش ایمیلی از یکی دوستان دریافت کردم که سوژه تهیه این گزارش شد متن گزارش در زیر ببینید و این هم لینک مطلب در ایسنا امیدوارم در آینده قدم های بهتری در راستای بهبود ظواهر شهری برداشته شود.

طراحی ایستگاه‏های اتوبوس باید به گونه‏ای باشد که مردم را به استفاده از حمل و نقل عمومی سوق داده و با طراحی زیبا المان‏های فرهنگی شهر را زنده کند و همچنین این توانمندی را در خود بگنجاند تا وقت مردم منتظر را زنده کند و با ارائه ساعت‏های دقیق حرکت اتوبوس از آن ایستگاه مسافران را متوجه کند که چقدر در این ایستگاه منتظر باید بمانند و در کنار آن به مسافران منتظر بتواند آرامش و همچنین ارتقای فرهنگی هدیه دهد.

تصاویر ایستگاه‏های اتوبوس شهری در شهرهای مختلف دنیا خود بیانگر نیاز مبلمان شهری به تلاش و نوآوری بیشتر هستند.

اما ایستگاه‏های اتوبوس شهری در کشور ما بسیاری از امکانات اولیه را در خود جای نداده و با طراحی نامناسب خود باعث می‏شوند که مسافران از رفت‏و‏آمد با اتوبوس صرفنظر کرده یا رنج تحمل کنند.

به گزارش خبرنگار شهری خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه فارس، ایستگاه‏های اتوبوس یکی از مهمترین اجزای مبلمان شهری است که مقایسه طراحی ایستگاه‏های شهرهای دنیا با ایستگاه‏های اتوبوس در شهرهای کشورمان می‏تواند اختلافات سلیقه‏ای در طراحی را به خوبی نمایان سازد.

کارشناسان طراحي شهري معتقدند طراحی ایستگاه‏های اتوبوس باید ها و نباید هایی دارد که در شهر های ما کمتر مورد توجه قرار گرفته است و می‏گویند از آنجا که روزانه صدها هزار نفر از اتوبوس استفاده می کنند، بنابراین احداث ایستگاههای اتوبوس شهری با رعایت کامل استانداردها و به تعداد لازم و در فاصله های مشخص اهمیت ویژه ای دارد.

مریم عباسی از کارشناسان طراحي شهري در شیراز در گفت‏و‏گو با ایسنا با بیان اینکه کنترل نظافت و نگهداری از ساختار ایستگاه مهم ترین مولفه مورد نیاز در رابطه با  ایستگاه‏های اتوبوس است، گفت: با قراردادن سطل های زباله مجاور ایستگاه‏ها و همچنین ابعاد فضایی مناسب برای قراردادن بارهای مسافران می توان محیطی مناسب فراهم کرد و جهت برقراری امنیت مسافران در ایستگاه‏های اتوبوس بخصوص در مناطق خلوت در ایستگاه نصب تلویزیون های مدار بسته مرتبط با پایگاه‏های پلیس شهری و همچنین نظارت مداوم پلیس پیشنهاد می شود.

این کارشناس طراحی شهری اضافه کرد: در همه نقاط دنیا برای اینکه جامعه را به سمت استفاده از حمل و نقل عمومی سوق دهند از طراحی‏های ویژه برای ایستگاه‏های اتوبوس استفاده می‏کنند و همچنین با عقب نشستگی‏ها مناسب از ایجاد ترافیک سنگین نیز جلوگیری می‏کنند.

وی درباره نمادهای استفاده شده برای ایستگاه‏های اتوبوس در شهرهای دیگر دنیا، گفت: نمادهای فرهنگی یکی از برترین المان‏ها طراحی ایستگاه اتوبوس است؛ مثلا برزیل با بهره‏گیری از علاقه عمومی مردم به ورزش فوتبال ایستگاه‏های اتوبوس را به شکل توپ یا دروازه فوتبال طراحی کرده که خود باعث جذب بیشتر مردم به استفاده از حمل و نقل عمومی می‏شود.

عباسی با مقایسه طراحی ایستگاه‏های اتوبوس در دنیا با شیراز ابراز عقیده کرد: متاسفانه در شیراز با توجه به اقلیم آب و هوای گرم شاهد بودیم برخی از ایستگاه‏ها از طلق ساخته شده که ایستگاه اتوبوس را از جاهای دیگر نیز گرمتر کرده بود و همچنین در حال حاضر شاهدیم که ایستگاه‏های اتوبوس شهری در شیراز هیچ تناسبی با هویت فرهنگی این شهر ندارد.

وی ادامه داد: مشکل دیگر طراحی ایستگاه‏های اتوبوس در شیراز فقدان محاسبه دقیق معماری ایستگاه بوده زیرا در برخی ایستگاه‏ها ساعتی از روز سایه ایجاد شده توسط سایه بان به پشت ایستگاه افتاده و عملا کارآیی ایستگاه بودن خود را از دست می‏دهد یا در باران پناهی برای مسافران منتشر رسیدن اتوبوس نیستند.

این کارشناس طراحی شهری با بیان اینکه ایستگاه‏های اتوبوس جاذب جمعیت هستند، گفت: می توان از این خاصیت ایستگاه‏ها استفاده بهینه کرد و با انجام مطالعات و ارزیابی مناسب کاربردهای فرهنگی به ایستگاه‏ها استفاده کرد و علاوه بر این موارد بهره‏های تجاری نیز برد.

وی براین باور است که شیراز از فقدان تعریف چارچوب مشخص برای طراحی ایستگاه اتوبوس رنج می‏برد و در ادامه اضافه کرد: شهرداری شیراز برای طراحی ایستگاه‏های اتوبوس باید از طراحان صنعتی، معماران شهری و مجسمه سازان بهره گیرد تا با تعریف چارچوب مشخص نمادهای فرهنگی شیراز را در طراحی ایستگاه‏های اتوبوس نابسمانای موجود را سامان بخشد.

وی ادامه داد: نوآوری مهمترین نقش را در طراحی ایستگاه اتوبوس دارد و ما شهرهایی داریم که از تاب برای طراحی ایستگاه بهره گرفته که ما نیز در شیراز می‏توانیم از فضای سبز در طراحی ایستگاه‏ها و همچنین المان‏ها تاریخی در بافت فرهنگی، تاریخی الهام بگیریم.

این کارشناس طراحی شهری اضافه کرد: دیگر ضوابط طراحی ایستگاه‏های اتوبوس شهری شامل فرم  طراحی بر اساس سیستم مرولار، رعایت تناسبات طلایی در سه نمای طرح و در نسبت اندازه قوس ها و تقسیمات فرعی طرح، بهره گیری از نشانه های فرهنگ و تمدن ایرانی و نشانه های سمبلیک برای طرح امتیاز محسوب می شود که هماهنگی فرم سازه با فرم دیگر عناصر مبلمان شهری می‏شود که در ایستگاه‏ها کنونی رعایت این ملزومات کمتر دیده می‏شود.

به گزارش ایسنا، رنگ در طراحی مبلمان شهری و خصوصا ایستگاه اتوبوس از دیگر موارد مهم است، به طور مثال در طراحی ایستگاه اتوبس استفاده از  رنگ مایه‏ی خاکستری و به صورت غالب در سازه، رنگ های تیره مثل سیاه، سورمه ای، قهوه ای و غیره در سطح وسیع سرپناه و ترکیب رنگ های زرد و سیاه – قرمز و زرد  و همچنین رنگ های چرک مثل خردلی، خاکستری های روشن به هیچ وجه پیشنهاد نمی‏شود و در عوض کارشناسان معتقدند باید رنگ‏های درخشان و روشن در طراحی استفاده شواد که رعایت اصول انتخاب رنگ نیز کاملا در شیراز مشهود است.

حميد رضا گلزارمدیر زیباسازی و تاسیسات شهرداری شیراز به عنوان متولی زیباسازی و طراحی مبلمان شهری در گفت‏وگو با ایسنا، وظیفه طراحی ایستگاه‏های اتوبوس را وظیفه معاونت حمل و نقل شهرداری معرفی کرد و افزود: طراحی دیگر المان‏های شهری بر عهده زیباسازی است اما طراحی ایستگاه اتوبوس همچنان برعهده معاونت حمل ونقل بوده که باتوجه به پیگیری‏های صورت گرفته امیدواریم طراحی ایستگاه‏ها اتوبوس نیز به زیباسازی سپرده شود.

محمود رضایی کوچی معاون حمل و نقل شهرداری شیراز درباره طراحی ایستگاه‏های اتوبوس در این شهر به خبرنگار ایسنا گفت: کمیته ویژه طراحی ایستگاه اتوبوس در معاونت حمل و نقل مشغول به کار است و بهترین ایستگاه‏های اتوبوس کشور را برای شهر شیراز طراحی می‏کنند.

وی ادامه داد: ما در طراحی ایستگاه‏های اتوبوس شرایط اقلیمی را در نظر گرفته‏ایم و بر این اساس 50 ایستگاه‏ اتوبوس طراحی شده که در هفته آینده نصب خواهند شد.

رضایی در پاسخ به اینکه المان‏های فرهنگی شهر شیراز چه جایی در طراحی ایستگاه‏های اتوبوس دارند، گفت: کمیته طراحی، طرح جدیدی را در برنامه قرار داده که ایستگاه‏های اتوبوس با محوریت سومین حرم اهلبیت در شیراز طراحی شوند اما تاکنون ایستگاهی که مشخصات ویژه شیراز داشته باشد در این شهر نصب نشده است.

وی با بیان اینکه نوسازی مستمر ایستگاه‏های اتوبوس در برنامه قرار گرفته است، تصریح کرد: گنجاندن بسته‏های فرهنگی و تبلیغی در طراحی‏ها جدید از جمله برنامه‏های دیگر کمیته طراحی است که ما ازصاحبنظران و طراحان نیز دعوت می‏کنیم تا با ارائه طرح‏های خود به احیا هویت فرهنگی شهر کمک کنند.

برای دیدن تصاویر اینجا کلیک کنید.

پ.ن: استثنا ندارد

بالاخره اسباب کشی کردم

سلام دوستان پس از مدتها کارتون خوابی و این بر و اونور گشتن بالاخره یه جایی پیدا کردیم و اسباب کشی کردم اونجا، دوستانی که من رو لینک کردن ممنون میشم تغییر بدن لینکاشون رو.


http://nimehkhali.wordpress.com

این هم آدرس جدید