به عنوان مقدمهی این پرونده که موضوعش در حال و هوای «شعر» پرسه می زند، می توان چند سطری از شیراز ِ شعر و ادب نوشت، می توان هنوز از پایتخت فرهنگی بودن این شهر سخن گفت، می شود از حافظ و سعدی نام برد و سرانجام به این نتیجه رسید که شیراز پایتخت شعر ایران است!
اما اگر کمی واقع بین باشیم و از شعرسده های دور ِ این سرزمین، به سالهای آخرسده ی 1300 و آخرین سال دهه ی هشتاد هجری خورشیدی قدم بگذاریم«شیراز شاعر» کجای شعر ایران ایستاده است؟ و اگر از شاعران نسل اول تا سوم که همواره صاحبان اصلی تریبون های ادبی این شهر بوده اند بگذریم، سراغ شعر دهه ی هشتاد استان فارس، یعنی شعری که متعلق به نسل چهارم یا حتی پنجم شعر شیراز است را باید از چه کسی بگیریم؟
به گزارش ايسنا، بی شک از آغازین روزهای دهه ی هشتاد تا امروز، شیراز شاهد حضور نسلی جدید از شاعران جوانی ست که نه تنها در قدرت شاعری خود چیزی از شاعران مدعی این شهر کم ندارند که حتی گاهگاهی که فرصتی برای حضور منصفانه ی شاعران نسل های مختلف این شهر در کنار هم و امکانی برای مقایسه فراهم می شود، این نسل جدید است که پیشی می گیرد و گوی سبقت را از شاعران مدعی شهر می رباید.
آنچه بهانه نگاشتن این سطرهاست، غیبت سوال برانگیزشاعران قدرتمند نسل جدید در محافل ادبی، جشنواره ها و عرصه های رسمی شعر شیراز است. غیبتی که حرف و حدیث ها پیرامونش فراوان اند و حاشیه ها بسیار. شعر امروز استان فارس گستره ای از شعر سنتی، نئوکلاسیک، متفاوت تا شعرمدرن و پست مدرن را در برمی گیرد.
گستره ای که در هر نحله نمایندگانی را یافته است. اما در فضای امروز شعر استان تنها شاهد حضور مصرانه ی تعدادی معدود از شاعرانی هستیم که چه در جشنواره ها و محافل ادبی و چه در صفحات روزنامه ها و تریبونهای رسمی و غیر رسمی مدعی عنوان بهترین شاعران این شهر هستند واین در حالیست که بنظر می رسد هر گونه حضور نسل جدید شعر در عرصه ی ادبیات این شهر را برنمی تابند.
کسانی که شاعران نسل سوم و چهارم گاه از آنان با عنوان «مافیای شعر فارس» یاد می کنند و گاه آنان را به تعبیرمحمدحسین بهرامیان- يكي از شاعران اين دیار- «همسران و همسرایان» شعر استان می نامند.
لبهی دیگر این انتقادات در توصیف فضای تنگ ادبی استان برای حضورشاعران نسل جدید، به سوی مسوولان، ارگان ها و سازمانهای فرهنگی ای ست که بی شک وظیفهی کشف و معرفی استعدادهای جوان این استان در حیطه ی هنر را برعهده دارند. آنهایی که به زعم شاعران نسل سوم و چهارم استان با اتخاذ سیاست های نادرست و وارد کردن تلخی ها و تنگ نظری های دنیای سیاست به جهان صلح طلب فرهنگ و هنر، به جای گشودن فضای شعر، به محدود کردن دایره ی هنرمندان و شاعران این شهر پرداخته اند و قصه ی خودی ها و ناخودی ها را دیگربارتکرار می کنند. قصه ای که در تکرار همواره ی آن، ردپایی از شاعران تنگ نظرِ تریبون خواه شهر را در حوالی اش می توان یافت.
شعرنسل من از این مافیای خودشیفته فرسنگ ها جلوتر است
کاشفان فروتن سکه و مقام در جشنواره ها و نشست های رسمی نیستیم
سعیده کشاورزی از شاعران نسل سوم فارس، در گفت و گو با خبرنگار شعر و ادب ايسنا درباره آسیب شناسی فضای شعر استان گفت: متاسفانه شعر نسل من در این شهر با حضور تبلیغاتی شاعرانی روبروست که می توانم بگویم تحمل عرض اندام شاعرانی بهتر از خود را ندارند. شاعرانی که در شیراز راحتي پوشیدن یک پیژامه برایشان از پذیرفتن حضور نسل من در یک محفل ادبی ارزشمند تر است! آنهایی که جریان مسموم شعر را سازمان داده اند وهر تغییری در وضعیت بیمار شعر فارس را نمی پذیرند چرا که کوچکترین تغییر، بخشی از منافع وسیعشان را به خطر می اندازد.
وی از این جریان با عنوان «همان ها که جشنواره ها را به نام خود سند زده اند» نام برده و در این باره اظهار كرد: اگر خودتان در این جو باشید گاهگاهی حضور سنگین کسانی را حس می کنید که متاسفانه برای ما سال هاست که عنوان مافیای شعر فارس را تداعی می کنند. آنهایی که خود برگزارکننده، شرکت کننده، داور و در نهایت با همسرانشان برگزیده ی جشنواره های خودساخته ی خود هستند و عجیب اینجاست که حتی حضور شاعران فارس در جشنواره های خارج استان را هم از طریق امتیاز دادن به برگزار کنندگانشان کنترل می کنند.
این شاعر ادامه داد: با همه ی این ها من و نسل من هستیم، و شک نکنید که کار خودمان را می کنیم اما در بی عدالتی. اگر این جریان با کتاب های متوسط و شعرهای متوسط و با دیدگاه ادبی متوسط خود، مدعی «شاعر بهتر» بودن اند، من هیچ هراسی از مقایسه ندارم، که حتی در همین بی عدالتیِ طولانی هم شعرنسل من از این مافیای خودشیفته فرسنگ ها جلوتر است.
كشاورزي اضافه كرد: طرف دیگر این قضیه نهادهای رسمی فرهنگی اند که خط فکری یا سیاسی این جریان را به خود نزدیک تر می بینند و آگاه یا ناآگاهانه به تثبیت این بی عدالتی کمک می کنند.
وی افزود: در سال های اخیر تنها ارگانی که تاحدودی بیطرفانه به فعالیت های ادبی، به خصوص شعر، بها داده حوزه ی هنری ست، آنهم با تلاش های بی وقفه ی عبدالحمید رحمانیان و دیگر ارگان ها بر پشت میزهای محصور در پست های ریاستی، فقط شاهدی بر ماجرای غمناک شعر فارس بوده اند و بس.
اين شاعر ادامه داد: متاسفانه وضعیت دختران شاعر این استان بغرنج تر است، چرا که علاوه بر مافیای «همسران و همسرایان» مردسالاری عجیبی که بر فضای ادبی استان حاکم است امکان حضور فعالانهی شاعران دختری که به این فضای مردسالار خو نگرفته اند را نمی هد و اگر هم فضایی فراهم شود مشاوران نا آگاه ، هنوز کار خود را می کنند.
وی با طرح این پرسش که «چرا بعنوان مثال فرمانداري در نشستی که با بانوان شاعر فارس ترتیب داد غیر از اعضای یک انجمن احتمال حضور هیچ شاعر زن دیگری در شیراز نداده است؟» گفت: مشاورانی که شاعران فارس را برای حضور در چنین محافلی ممیزی می کنند سالهاست که از شعر امروز این شهر بی خبرند، متعلق به نسلی اند که با ما فاصله ای دور و دراز دارند وناآگاهی و ناکارآمدی چنین افرادی نیز وضعیت نامطلوب شعر شیراز را تشدید می کند.
این شاعر در پایان تاکید کرد: باز هم می گویم که ما کار خودمان را می کنیم حتی در بی عدالتی، و کاشفان فروتن سکه و مقام در جشنواره ها و نشست های رسمی نیستیم و در همین فضای مجازی هم میتوانیم به دغدغه ی خودمان که شعر و ادبیات است بپردازیم اما شاید اگررسانه ها لااقل در این حیطه، نقش درست خود را ایفا کنند بتوان سرانجام امیدی به آزادی شعر و شاعران این دیار پیدا کرد.
فرهنگ و ارشاد فارس حتي زحمت استخدام متخصص ادبي به خود نميدهند
ركود ادبي دامنگير مافيا شعر شيراز هم شده است
مسیحا ابوعلی از شاعران جوان و نسل سومي این استان نیز با اظهار این نکته که «بحث درباره ی محافل ادبی و آیندهی ادبیات استان فارس با توجه به آنچه که امروز در این استان می بینم اساسآ بحث بیهوده ای ست» گفت: شما ببینید کلانترین متولی رسمی فرهنگی استان فارس را اگر اداره ی ارشاد بدانیم، مدیران این اداره حتی بخود زحمت استخدام یک متخصص ادبی را نداده اند. اداره ی ارشادی که در ساده ترین شکل خود حتی یک انجمن شعر کوچک هم ندارد، چطور می تواند داعیه دار نسل سازی فرهنگی و یا مدعی حمایت از داستان نویسان،شاعران و دیگر هنرمندان استان باشد؟
وی در همین راستا به توضیح اتفاقاتی که به عقیده ی او نشانگر وضعیت اسفبار نسل جدید شعر در استان است پرداخت و گفت: چندسال پیش با کمک تعدادی از دوستان نسل چهارمی شعر، اولین انجمن دانش آموزی مستقل شعر ایران با نام «ناژوان» را در پژوهشکده ی رازی شیراز تاسیس کردیم، انجمنی که اعضایش در همان سال تمام مقام های برتردانش آموزی ایران چه در داستان و چه در شعر را در سطح کشور به خود اختصاص دادند. تصمیم بعدی ما برای برگزاری اولین جشنواره سراسری مستقل شعر دانش آموزی ایران با نام «یاردبستانی من» در شهرشیراز بود. در این راستا از اداره ی آموزش و پرورش، اداره ی ارشاد اسلامی، سازمان ملی جوانان، شهرداری شیراز و هر سازمانی که می توانستیم در خواست کمک کردیم.
ابوعلي ادامه داد: تمامی ادارات در آغاز حتی میزان کمک های خود را هم اعلام کردند که نامه هایش هنوز موجود است اما زمانی که جدیت ما را دیدند و پای عمل که رسید تقریبا همه ی این ارگان ها شروع به سنگ اندازی کردند. طوری که انگار برایشان قابل قبول نبود کسانی به غیر از خودشان حرکتی معتبر را در راستای ارتقای فرهنگ و ادبیات شیراز انجام دهند كه این حکایت اندوهبار نسل ما در شعر امروز شیراز است.
این شاعر جوان در رابطه با جریان مسلطی که بر فضای شعری امروز فارس حاکم است نیز گفت: تا همین چند سال پیش می توانستیم يك مافیای ادبی فعال را در استان فارس شناسایی کنیم که همواره تمام بودجه ها، توجه ها، سکه ها و جوایز را بخود اختصاص می داد. به هرحال یک نفر باید این سوالات و انتقادات را عنوان می کرد که چگونه می شود تعدادی از شاعران شهر به همراه همسرانشان به اضافه ی تعدادی از دیگر دوستان ایشان، همواره رتبه های برتر جشنواره های -البته غیر معتبر- را در این استان از آن خود می کردند در حالی که می توان به جرآت گفت در ادبیات جدی ایران کسی حتی آنها را نمی شناسد.
وی افزود: نه اینکه امروز دیگر خبری از این مافیا نباشد، هستند اما این رکود ادبی دامن گیر آنها نیز شده است چرا که در این سالها همان فعالیت هایی هم که امتیازاتش به نوعی مصادره شده و تنها در اختیار این اقلیت خاص و با تفکرخاص قرار گرفته بود دیگر اصلا وجود ندارد.
ابوعلی ادامه داد: در این میان شاید مظلوم ترین نسل، نسل سوم و چهارم شعر فارس باشد که مجبور است بی ریشه تر از همیشه به راه خود ادامه دهد و به هزار و یک بهانه ی نامعقول همچون شیوه ی نگرش، اعتقاد و تفکر و یا حتی جهت گیری سیاسی خود محکوم به طرد شدن از سوی نهادهای رسمی فرهنگی باشد. در حالیکه استان هایی چون تهران، اصفهان، مشهد والبته تمام استان های دیگر غیر از فارس با رویکردی آکادمیک به سمت نسل سازی فرهنگی حرکت کرده و با حمایت علمی، برگزاری کارگاهها و جشنواره های موثر پی در پی سعی در ارائه ی دستاوردهای نسل جدید خود و به رخ کشیدن توانمندی های آنان دارند.
این شاعر گفت: در استان ما متاسفانه متولیان رسمی فرهنگی بر رفتار ناعادلانه و بعضآ ناآگاهانهی خود پافشاری می کنند با این حال نسل جدید شعر فارس، با تمام سختی ها راه خود را پیدا می کند زمستان می گذرد و روسیاهی به کسانی می ماند که بی عدالتی ها را دیدند و کاری نکردند.
شاعران ديگر جشنوارهها را تحويل نميگيرند
مگر در شعر مافياست كه پدر خوانده داشته باشد؟
هاشم كروني شاعر ديگر نسل پيشين شيرازي درباره وضعيت شعر شيراز بر اين باور است كه شعر فارس تبديل به برهوتي شده است با اين همه در ساليان اخير با تعطيلي انجمن هاي ريشه دار و قديمي فرصت ديدار همنسل ها هم از بين رفته چه رسد به ديدار قديمي ها و نورسيده ها. گرچه پيران شعر ما تبختر برخاسته از توهم دارند و حوصله شاگرد پروري ندارند و جوانترهاي شعرمان نيز غرور برخاسته از جهل دارند و ادب شاگردي ندارند.
وي درباره وضعيت جشنوارهها نيز اظهار كرد: مدت هاست كه جشنواره اي برگزار نمي شود زيرا آنچه دولتي باشد بهتر از اين هم نمي شود كه اين مدير اجرايش مي كند و بعدي حكم حذفش را مي دهد.
كروني ادامه داد: كار به جايي رسيده كه شاعران هم جشنواره هاي فعلي را تحويل نمي گيرند و كار جشنواره ها به جايي رسيده كه براي يك فراخوان جشنواره اي كه چندمين دوره اش برگزار مي شود تعداد اثار از چند ده فراتر نمي رود و مجبور مي شوند به سبب استقبال گسترده مهلت دريافت اثار را تمديد كنند، مي دانيد چرا چون نيت پشت جشنواره ها نيت كمك به شعر نيست بلكه نيت گزارش كار پر كردن است.
وي در پاسخ به اينكه قبول داريد يك عده شعر استان را در دست گرفتهاند و غير از خود را بر نميتابند، گفت: پدر خوانده هم از آن حرف هاست. اول اينكه به قول مرحوم اوستا: «شعر خوب خودش پا دارد و حركت مي كند» اگر كسي شعر خوب داشته باشد هزار تا پدرخوانده هم جمع شوند كسي نمي تواند جلويشان را بگيرد. تصورم اين است برخي كساني كه بر اين طبل مي كوبند ميان تهي اند و چيزي براي عرضه ندارند. مگر مافياست كه پدر خوانده داشته باشد؟
كروني ادامه داد: البته جناح ها و دسته بندي هاي ادبي را قبول دارم و اتفاقا آنها را قابل قبول مي دانم زيرا با يكدستي به جايي نمي رسيم و تكثر رمز رشد و تعالي است اما اگر از كساني كه از پدرخوانده ها مي گويند سوال كنيم كه شما چه براي عرضه داريد چه پاسخي مي دهند مگر برخي شاعران قدر اين شهر كه هرگز در هيچ كنگره و جشنواره اي حضور نمي يابند و مثلا آن يكي عزيز كه در ييلاق شمال غربي شيراز روستا نشين است و صيت شهرتش بلند تر از هر جال و جنجالي است را پدرخوانده ها حمايت كرده اند؟
وي در پاسخ به اين سوال كه گروهي معتقدند همسران شاعر دواري را برعهده داشته و همسر خود را برگزيده معرفي ميكنند، گفت: چند نفري شاعر داريم كه همسران شاعر دارند و نيروهاي توانمند عرصه ي اجرايي ادبياتند و معمولا همسرانشان چهره هاي برجسته اي در كنگره ها و جشنواره هاي ادبي ملي بوده اند.
كروني ادامه داد: آيا كسي كه مثلا در ده ها برنامه چه برنامه اي كه داورانش جزء طيف شاعران متعهد بوده اند و چه برنامه اي كه داورانش جزء طيف هاي مستقل ادبيات بوده اند برگزيده ي كشوري بوده را مي توان متهم كرد كه انتخابت در يك برنامه ي استاني مربوط به حضور همسرت در كادر اجرايي يا داوري است؟ اين حرف ها بيش از هر چيز غرض ورزانه يا ناآگاهانه است.
در اينكه مافياي شعر در فارس و شيراز وجود دارد هيچ شكي نيست
امين احراري از شاعران نسل سوم شیرازی که فعالیت جدی ادبی خود را در تهران دنبال می کند و براي مقابله با اين جريان مسموم در شعر فارس و شيراز ابراز ناامیدی میكند نیز در توضیح این فضای مسموم گفت: تنها ابزاری كه ميتواند از شعر فارس آفت زدائي كند مطبوعات و رسانه ها هستند، گرچه متاسفانه جريان مافيايي شعر شيراز همه ي صفحات روزنامهها را هم در اختيار گرفته و فرصت نظارت و سخن گفتن دیگر شاعران استان و اهالي رسانه را هم مصادره كرده است.
وي ادامه داد: در اينكه مافياي شعر در فارس و شيراز وجود دارد هيچ شكي نيست. تمام حرفهايم نيز بر اساس اسناد و مداركي است كه حاضرم هرجا ارائه کنم و حتي با اين گروه نيز به مناظره بنشينم زيرا اين گروه جشنوارهها را در اختيار خود گرفته و جايزهها را بين خود تقسيم ميكنند.
احراري اضافه كرد: ضرباتي كه اين گروه به شعر استان ميزنند در حدي است كه بطور مثال خود بنده سال 86 جزء افراد برگزيده استان براي شركت در جشنواره شعر دفاع مقدس ايلام بودم و حتي بليط رفت و برگشت من نيز آماده شده بود ولي اين گروه گفتند ما قدرت داريم و ميتوانيم افراد برگزيده را با خود به جشنواره نبرده و جايگزين بگذاريم كه همين كار را هم انجام دادند.
اين شاعر اضافه كرد: بطور مثال جشنوارهاي در بندرعباس برگزار ميشود كه اين افراد با رایزني برگزار كنندگان را راضي ميكنند كه از فارس و شيراز تنها شرکت کنندگانِ در جشنواره ،خودشان باشندو بعد ميبينيم برگزيده جشنواره نيز از میان همين افراد اعلام ميشوند.
وي افزود: در جشنواره شعر دفاع مقدس سال 87 اين افراد كار را به جايي رساندند كه حتي صداي برگزاركنندگان در تهران نيز درآمد چرا که داوران همسران خود را برگزيده جشنواره اعلام كردند . حرکتی که توهين مسلم شعر و شعور ادب فارس است.
به اعتقاد احراري اين افراد با كارهايشان حرمت جشنواره دفاع مقدس را شكسته اند و همچنين جشنوارههاي استان را تخريب و پتانسيلها را از بين بردهاند كه اي كاش اين پولهاي كلانِ تلف شده در جشنوارهها براي آموزش شعر در فارس و شيراز هزينه شده بود.
وي ادامه داد: شيراز و فارس پتانسيل بسيار قوي در زمينههاي ادبي دارد ، دليل اثبات اين سخن هم به دست گيري جريان ادبي كشور توسط استان فارسيها در تهران است كه متاسفانه همين حركت مافيايي در شيراز موجب تضعيف شعر و ادب و مهاجرت فعالان ادبي استان به تهران شده است.
اين شاعر جوان بابيان اينكه شعر فارس يتيم است، تصريح كرد: اين افراد بلايي بر سر شعر فارس آوردهاند که طی آن برخي ديگر را نيز ترغيب كنند به سمتي كه بدون اعتقاد هر شعري را سروده و تنها به پول و سكه بيانديشند و همين نشان از يتيم بودن شعر استان دارد زيرا بزرگان شعر شيراز باديدن كارهاي ناشايست اين افراد ديگر كنار كشيده اند.
به اعتقاد احراري شعر فارس و شيراز نيازمند ايجاد سازمانهاي آموزشي براي توسعه شعر است اما اين جريان با نفوذ در ارشاد و هرجاي ديگر اجازه همين فعاليتها را هم نميدهند تا جایی که حتی اگر كسي خودش محفلی خصوصي راه بياندازد هم به او صدها برچسب ميزنند.
وي ادامه داد: نقد رسانهاي به عنوان بهترين ناظر ميتواند جريان فعلي را اصلاح كند زيرا اين افراد سازمانمند فعاليت ميكنند و تنها كسي كه ميتواند بر آنها نظارت كند رسانه است تا بتوان جشنوارهها را از سیطره ی نگاه اقتصادي و از چنگ افرادي كه بدون سواد، جريان شعر استان را در دست گرفته اند و همچون اختاپوسي بر منافع اقتصادي جشنوارهها افتادهاند خارج كرد تا شعر استان راه خود را بیابد و رشد پيدا كند
مافيا شعر شيراز وجود دارد و حق را بايد هم به معترضان داد و هم به متهمان مافيا
محمد امين جعفري شاعر ديگر شيرازي درباره برخود نسلهاي پيشين شعر با نسل سوم و چهارم شعر شيراز، گفت: امروز ديگر شعر شيراز وجود خارجي ندارد و اگر شاهد موفقيت شاعري از فارس و شيراز هستيم بايد ريشه موفقيت را در خود آن فرد ديد نه كارهاي فرهنگي شيراز.
وي افزود: شعر شيراز را بهترين نمونه از شعر امروز ايران ميتوان ناميد زيرا بچههاي شعر شيراز و فارس سرآمد آئيني، اجتماي و سپيد سراهاي ايران هستند اما اينكه خود شيراز ديگر كمكي به شعرش نميكند را بايد در عملكرد كارشناسان غير متخصص فرهنگي جست.
جعفري در پاسخ به اينكه تاثير جشنوارهها بر شعر استان ميتواند چگونه باشد، ادامه داد: 3 سال است كه جشنوارهها در كشور ركود فاحشي داشتهاند و عملا نقش تربيت شاعران نمونه كه برعهده جشنوارهها بوده در كشور و به تبع آن شيراز از بين رفته است.
وي در پاسخ به اين سوال كه برخي از شاعران جوان شيراز معتقدند گروهي با در دست گرفتن شعر فارس اجازه حضور در محافل ادبي را به كسي نميدهند، گفت: اينكه عدهاي از مافياي شعر فارس سخن ميگويند، معتقدم كه اين جريان وجود دارد و من خود هم متهم به عضويت در اين مافيا هستم.
به اعتقاد اين شاعر در برابر اين مافيا دو نگاه وجود دارد كه نگاه اول ميگويد بايد به مافيا حق داد زيرا وقتي همه در خانه خود نشستهاند و منتظرند كسي برايشان كار انجام دهد بايد عدهاي براي شعر دل بسوزانند و همچون آن عده دست روي دست نگذارند كه همين فعالان براي شعر تلاش ميكنند اما متهم به مافيا هستند. در مقابل هم بايد به جوانان معترض اين جريان حق داد زيرا شاعران جوان هم حق پيشرفت بيشتر دارند.
عدهاي براي اينكه چرخ زندگيشان بچرخد مداحانه شعر ميگويند
احمد ارجمندي شاعر نسل سومي شيرازي نیز بر اين باور است كه شعر فارس و شيراز را مافيا در دست گرفته و مرشد و مريدي را در شعر مدرن راهانداخته تا در كنار ضربات وارده شده از طريق مافيا خود نيز به عنوان يك آفت به شعر آسيب رساند.
وي درباره فعاليت گروهي كه آنها را «مافياي شعر فارس» ميخواند، گفت: متاسفانه در شيراز شاهد این معضل هستيم که اگر جشنواره آزاد یا جشنواره دانشجويي يا هر جشنواره ديگري برگزار شود اين گروه با لابي کردن بين داوران ، همواره برگزيدگان جشنواره خواهند بود و اين اتفاق در حالي رخ ميدهد كه ميبينيم برگزيده جشنواره شعر دانشجويي فردي است كه 10- 15 سال پيش از دانشگاه فارغ التحصيل شده است.
ارجمندي در آسيب شناسي شعر استان و كشور، محدود كردن شعر در قالب شعرهای موضوعي را معضل مهمي دانست و تصريح كرد: اگر آمار بگيريم تعداد جشنوارههاي آزاد بسيار كم و انگشت شمار است در حالي كه قالبهاي موضوعي شعر را به 500 سال پيش عقب برده و وضعیت شعر را به همان حالتي در آورده اندكه قرن ها پیش شاعران در مدح حاكمان عرب شعر ميگفتند تا پول بگيرند و زندگيشان بچرخد.
وي با تشبيه وضعيت موجود شعر و برخي جشنوارهها به دوران حاكمان عرب، افزود: عدهاي براي اينكه چرخ زندگيشان بچرخد مداحانه شعر ميگويند در حالی که ميتوان گفت برخي از همین افراد كه در مدح اهلبيت(ع) نيز شعر ميسرايند حتی اعتقادي به سروده خود ندارند.
اين شاعر همچنين با اشاره به مشكلات چاپ كتاب نيز، اظهار كرد: در شيراز اگر بهترين شاعر هم باشي در صورتی که لابي قدرتمندی نداشته باشي كتاب شما را چاپ نخواهند كرد و بعد شاهد هستيم همين عده همواره به شعر فارس ضربه زدهاند.
وي ادامه داد: يك عده كه همه كاره شعر فارس شدهاند حتی تكليف خود را با خودشان هم مشخص نكردهاند، از سویی در جمع روشنفكرانه مينشينند و از جشنواره موضوعي بد ميگويند و از طرف دیگرخود اولين نفر ی هستند كه در قالب موضوعي شعر به جشنواره ها ميفرستند و عجیب اینجاست که همواره جزو نخستین برگزیده ها معرفی می شوند.
ارجمندي اضافه كرد: در وصف اين افراد به خوبي ميتوان گفت که همراه با شعر، خود را هم ميفروشند.همين افراد فضايي ايجاد كردهاند كه اگر با آنان باشي ميتواني بماني و در همه شب شعرها و جشنوارهها شركت كني و برگزيده شوي اما اگر راهت جز این باشد در شعر فارس جایی نداری!
وي معتقد است شعري كه اين افراد ميسرايند را بايد براي ديكتاتورهاي دنيا خواند زيرا تنها ديكتاتورهاي بزرگ شعر تروريستهاي بزرگ را ميخوانند و اين خود فروشان هم تروريست هستند كه جامعه شعر را ترور كرده و حتي بخود زحمت مشخص كردن تكليف خود با خودشان را هم نميدهند.
تاكنون هيچ حمايتي از مسوولان نديده ايم شايد هم حمايت مي كنند و ما خبر نداريم!
شعر پدرخوانده و مادر خوانده ندارد شعر خوب اگر خوب باشد كسي نمي تواند جلوي رشدش را بگيرد
طيبه نيكو نيز در پاسخ به اين سوال كه برخود نسل سوم و چهارم شعر با نسلهاي پيشين را چگونه ميدانيد، گفت: چنين نسل بندي هايي به صورت كلي عنوان مي شود و مرز بندي دقيق و مشخصي ندارد. منظور از نسل قديم چيست؟ آيا شاعران مثلا 80-90 ساله و شاعران 50 ساله ي استان را در كنار هم به عنوان نسل قديم مي شناسيد؟ فاصله ي فكري و شعري اين افراد كاملا محسوس است. از سوي ديگر نسل سوم و چهارم و اين مرزبندي ها نيز بايد دقيق تر مشخص شود تا بتوان پاسخ جدي داد.
وي افزود: از اين گذشته آنچه امروز مشاهده مي شود با توجه به سوال شما نوعي عدم برخورد است. جماعت ديروزيان و امروزيان هيچ ارتباط خاصي با هم ندارند يا كمتر با هم ارتباطي دارند الا اينكه ماهي سالي يك بار همديگر را مثلا در شب شعري يا مجلس ختم شاعري ديگر ببينند و سلامي و والسلام.
نيكو درباره حمايت مسوولان و متوليان فرهنگي از شعر استان، اظهار كرد: ما كه تاكنون هيچ حمايتي از مسوولان نديده ايم شايد هم حمايت مي كنند و ما خبر نداريم! خارج از استان و مجامع ملي حوزه ادبيات حرمت و قدر ديدن سهم شاعران فارس است و اينجا ديگر همه ميدانند وضع چطور است.
اين شاعر نسل سوم درباره وضعيت جشنوارههاي شعر در استان نيز گفت: حركت هاي مردمي را موفق تر از برنامه هاي اداري و رسمي مي دانم نزديك به ربع قرن برگزاري شب شعر عاشورا يا برنامه هاي مذهبي كه سال هاي اخير در جهرم برگزار مي شود و نهادهاي رسمي پشت برنامه نيستند حركت هاي موفق و ارجمندي بوده اند.
وي در پاسخ به اين سوال كه آيا فكر نميكنيد يك جريان شعر استان را در دست دارد، گفت: شعر پدرخوانده و مادر خوانده ندارد شعر خوب اگر خوب باشد كسي نمي تواند جلوي رشد و حركتش را بگيرد نيماي بزرگ گفته است آنكه غربال به دست دارد از پي كاروان مي آيد. غربال پدرخوانده و مادرخوانده نمي شناسد شاعر و غير شاعر مي شناسد بايد ديد معترضان آيا كاري براي عرضه داشته اند؟ آيا اثر مناسبي ارائه كرده اند؟ اگر دارند كه جاي دعوا نيست. مطمئن باشند شعرشان كار خودش را مي كند.
طيبه نيكو ادامه داد: شاعر اگر شعر خوب داشته باشد و پشتوانه اش شعرش باشد هم خودش مي ماند و هم شعرش. شاعراني در همين استان هستند كه نه پشتوانه داشته اند و نه حمايت كسي اما نامشان در شعر پرآوازه است و اين حاصل شعرخوب داشتن است وگرنه با ادعا و هياهو شايد كسي چند صباحي حضورتبليغاتي داشته باشد اما شعر عرصه اي است كه دست بي مايگان را خيلي زود رو مي كند.
وي با اشاره اينكه عدهاي سخن از همسران شاعر استان و نقش آنان در جشنوارهها ميزنند، تصريح كرد: من معتقدم كه تعداد زوج هاي شاعر كمتر از انگشتان دست است و اين يك مساله ي فراگير نيست. ضمنا اين پرسش، پرسش مغرضانه اي است كه ريشه در ناآگاهي گوينده از باندبازي هاي ادبي استان دارد.
نيكو بيان «برگزيده اعلام كردن همسران داوران جشنوارهها» را مغرضانه سخن گفتن دانست و افزود: ببينيد اين اتفاق چندبار و براي چند نفر افتاده است. مثلا در جشنواره اي كه 27 برگزيده داشته 3نفر چنين وضعيتي داشته اند ايا اين غرض ورزي نيست كه كساني كه آثار را نخوانده اند 24برگزيده ي ديگر را رها كرده و فقط روي اين مورد خاص دست بگذارند؟ آن هم از جانب كساني كه دعوايش اين بود چرا من مقام نياورده ام!
وي افزود: بايد سوابق ادبي افراد را لحاظ كرد؟ آيا اين برگزيده فقط در جشنواره اي كه همسرش برگزار كرده مقام اورده است؟ كسي كه ده ها عنوان برتر كشوري دارد و براي يك برنامه ي استاني مورد سوال قرار گيرد مثل بازيكن تيم ملي است كه در تيم محله شان بازي كند و بگويند چون برادرت مربي تيم است حضورت پارتي بازي است!
نيكو اضافه كرد: من شعر مي گويم تا رابطه ام با آدم ها بيشتر شود و بر دوستانم بيفزايم. اگر شعر و جشنواره سبب شود من دوستي و دوستانم را از دست بدهم، قدم در آن جشنواره نخواهم گذاشت و ان شعر را نيز پاره كرده و دور خواهم انداخت.
به گزارش ايسنا، این سطرها تنها صحبت های تعداد معدودی از شاعران جوان استان است. شاعرانی که کلماتشان در توصیف فضای ادبی این شهر آنقدر با هم اشتراک دارد که هر گونه خوش بینی، به «اغراق گونه بودن» ِ هریک از این توضیحات را از تصور دور می کند.
به راستی شیرازِ شاعر، در سال های پیش روی خود، نبوغ کدام نسل را به رخ خواهد کشید و به کدام شاعر یا هنرمند خود خواهد بالید؟ متولیان فرهنگی شهر جز تکرار تحسین ها از نبوغ «حافظ» یا «سعدی» به تحسین یا حمایت ازکدام جریان ادبی پرداخته اند که کلمات شاعران نسل امروزش تنها و تنها در توصیف بی عدالتی ها بر زبان می آید؟ و آیا جای خالی نسل های سوم، چهارم یا حتی پنجم شعر این دیار را با کدام توجیه پر کرده ایم؟
لینک در ایسنا: http://fars.isna.ir/Default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=1088 با تشکر ویژه از سعیده کشاورزی
