انگار روز اول ما را ساختند که دل ببندیم. دل بستن به هر کس که دوست میداریم، ندیده و کم امید نسبت به دیدار.
باران که میزند نمیدانم چه چیزی انگشت را وادار میکند که کلیدهای کیبورد را فشار دهد و از خنده بنوسید و از سیدی که دوستش میداری…
وقتی هم که مینویسی اتفاقات مصر به تو اجازه نمیدهد از صفحه عوض کردن دست برداری و بیخیال بنشینی و مطلبت را بنویسی ولی انگار همه و همه چیز دست به دست هم دادهاند که فقط برای او بنویسی. همین.
وقتی موج احساس سنگین شود حتی همین اجازه را هم پیدا نمیکنی که فقط و فقط بنویسی سری هم باید به سایت بچه ها زد تا دید امروز چه دارند! عددی دیوانه کننده مغز را مخدوش میکند « 11841 روز از ربودن امام صدر در لیبی می گذرد!» چه زیبا آن را روزشمار غفلت نام گذاشته اند.
آخر چه آدم های فراموش کاری هستیم ما نزدیک به 12 هزار روز! یعنی 12 هزار تا 24 ساعت! او چه کار میکند؟؟ نکند خندههایش دیوار و میلههای زندان را عاشق ساخته و نگذاشته اند معشوقشان آزاد شود؟ نکند منتظر ما بوده اند تا حرکتی کنیم و اعتراضی؟؟ خیر فقط خواسته اند ما به غفلتمان ادامه دهیم به همراه دولتمردانمان و باز هم همین!

و این ساعت ها گذشته است تا ما به اندیشه او فکر کنیم! راستی تا به حال به این فکر کردهایم وقتی که تصاویر امام موسی صدر را با جملههای او طراحی کرده و ارسال میکنیم در اصل باید افسوس بخوریم؟ آری افسوس به حال فرصتی که از دست میرود افسوس به حال پتانسیلی که محبوس است و توان بالفعلی که آن را بالقوه کردهاند!
این روزها که خاورمیانه آبستن اتفاقات ریز و درشت است و مصر و لبنان و تونس و دیگر اعراب دست به گریبان بحران و تغییر اگر امام موسی آزاد بود وضعیت چگونه میشد؟
به این فکر کردهایم که ما جوانان شیعه چه زیان و هزینهای را میپردازیم؟ آری زیان و هزینه! زیرا زیان و هزینه را تنها امام و خانواده او نمیپردازند! امام موسی اندیشهای جاری، متعلق به همه است و حال این چشمه را محبوس کردهاند ما تشنه لبان هم پشت این سد به خواب غفلت رفتهایم تا روزشمار غفلت فردا به علاوه یک شود!
و حال امیدواریم به آینده به آزادی امام موسی و شاید این تغییر ناگریز دیکتاتور کش گریبان قذافی هم گرفت! خدا را چه دیدی؟


این نوشته ت شوخی هست یا جدی؟ من راستش اول فکر کردم داری به در میزنی که دیوار بشنوه اما بعد که کّل مقاله رو خوندم به نظر میاد جدی جدی نگران آقای موسی صدر هستی:
«افسوس به حال فرصتی که از دست میرود افسوس به حال پتانسیلی که محبوس است «؟
میشه بپرسم چرا غصه پتانسیل یک آخوند لبنانی رو می خوری وقتی اینهمه تو کشور خودمون نیروی فکری داره جلوش گرفته میشه؟ اینهمه فرار مغزها داریم؟ چه سودی از اون آقا قراره به ما ایرانیها برسه که شما راجع بهش مقاله مینویسی؟
نمیگم ننویس، فقط اگر مکنه بگو چرا این مساله برات اینقدر مهمه که براش وقت میذاری.
مرسی!
«یک آخوند لبنانی»؟؟؟؟
شاید این مشکل برگردد به امثال ما که خودمان را یاران صدر نامیدهایم که دوستان امام موسی ایرانی الاصل را لبنانی میشمارم. کسی که کارزمایش لبنان را متحول کرد از سلطه بیرون آورد! کسی که مسیحیان لبنان آن را مسیح میخواندند و کریسمس را با سخنرانیش جشن میگرفتند! همان که اگر مسوولان محترمان در این 30 سال تجدید نظری در روابطشان با لیبی کرده بودند شاید پرونده او پیگیری میشد و او اکنون آزاد بود!
دوستانی از ما هم که امروز محبوس هستند هم به جای خود و بر چشم!!
اما برای آشنایی بیشتر با تفکر آقای صدر بد نیست سری هم به (http://yaranesadr.ir و http://imamsadr.ir) بزنی.
به هر حال ممنون از نظرت
با سلام.. ممنون از مطلب زیباتون. وبلاگ شما با کمال افتخار در حلقه وبلاگی یاران صدر ثبت شد. در انتظار سایر مطالب شما هستیم
من یک نگاهی به این سایتهایی که گفتی انداختم. چیزی راجع به زندگی آقای صدر ندیدم. ایشون اصلا لبنان چه کار میکرد؟ و چه تفاوتی میداشت اگر قذافی ندزدیده بودش؟ یا میشد مثل طالقانی که همون اول کلکش رو کندن، یا مثل منتظری که تو خونه ش تبعید بود. یا اینکه میشد مثل خیلی آخوندهای دیگه که چسبیدن به این رژیم و دارن خون مردم رو میمکن.
من راستش هنوز هم نمیفهمم چرا غصه ایشون رو می خوری وقتی که اینهمه آدم دیگه به دست رژیم حاکم پرپر شده. بختیار چی کم داشت از آقای صدر؟ فروهر چی کم داشت؟ چرا بازرگان یا حتا بنی صدر نه؟
دوست عزیز اول اینو بگم که تعریف از کسی یا دفاع از اون اصلا به معنی نفی بقیه یا انکار وجود ادمهای دیگه، اندیشه های دیگه و مظلومان دیگه نیست. باید برای همه ادمها حقی قائل بود.
امام موسی صدر سال 38 به دعوت مردم لبنان به اونجا رفت تا رهبر شیعیان اونجا باشه… اما در 19 سال و چندماهی که اونجا بود عملا رهبر و محبوب همه مردم لبنان از همه طوائف شد.. او تلاش کرد محرومیت زدایی کنه… گفتگوی ادیان رو تقویت کنه.. بین طوائف مختلف لبنان وحدت ایجاد کنه و لبنان رو یکپارچه نگه داره. مقاومت علیه اسرائیل رو بوجود آورد. در گفتگوی ادیان و تقریب مذاهب تلاش کرد. از مبارزین ایرانی حمایت کرد… از دکتر شریعتی بعد از مرگش وهمه مخالفت های روحانیون دفاع کرد. برای اولین بار برای شیعه یک نهاد رسمی اجتماعی تاسیس کرد. ویزگی مهم او اینه که حرف و عملش یکی بود. اگر از آزادی گفته، در عمل هم آزادی کسی رو محدود نکرد و هیچوقت به مخالفش ضربه نزد… او قرائتی از اسلام ارائه کرد که بسیار به روز بوده و هست…. ادمی که با حفظ هویت و اعتقاداتش یک فرد فعال اجتماعیه …. کسی که جرج جرداق مسیحی درباره ش می گه: اگر همه روحانیون مسلمان اسلام رو مانند موسی صدر عرضه می کردند اثری از اسلام و سایر ادیان باقی نمی موند… اتفاقا امثال بازرگان و طالقانی که اسم بردید ارتباط خوبی با امام صدر داشتن و بازرگان در همان زمان کوتاه نخست وزیری اش بیشتر همه 31 سال بعدش برای ازادی امام صدر تلاش کرد.. افکار و نظریات او هنوز بعد از گذشت سی – چهل سال ناب و جدیده و حرف برای گفتن داره… همه کسانی که امام صدر، کارها و اثراتش رو میشناسن می گن که اگر ربوده نمیشد تاریخ خاورمیانه جور دیگه ای نوشته میشد… اگر میموند و شش ماه قبل از پیروزی انقلاب مردم ایران ربوده نمی شد در تحولات انقلاب اثر میگذاشت و میتونست در تندوری های بعدی اثر بگذاره.
برای قضاوت بهتر پیشنهاد می کنم چندتا از سخنرانی هاش رو بخونید
زندگینامه امام اینجا هست:
http://imamsadr.ir/Zendeginame/all/001.php
و تعدای از سخنرانی هاش هم اینجا
http://imamsadr.ir/Andishe/andishe.php
سلام
شايد مدتهاست دوشنبه تو رسيده باشد سعيده